Wednesday, August 17, 2011

"مجاهدین را از لیست در نیاورید"



شانزدهم آگوست 2011   

"مجاهدین را از لیست در نیاورید" به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست.

نامه جمعی از رهبران اصلاح طلب به خانم کلینتون


محضر سرکار خانم محترمه علیامخدره هیلاری خانم؛ عیال جناب آقای کلینتون، دامت وزاراته

اخیرا مطلع شدیم که مجاهدین خلق با پرداخت مبالغی هنگفت به مقامات آمریکایی، تلاش می کنند که جنابعالی را تحت تاثیر قرار دهند و وادارتان کنند که اسم آن سازمان را از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا خارج کنید. و این البته به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست. بگذریم که معلوم نیست این پولها را از کجا می آورند زیرا ما تا حالا به همه میگفتیم که اینها از آمریکا پول میگیرند. اما غرض از نوشتن این عریضه این است که ما؛ برخی از رهبران جنبش اصلاح طلبی ایران از جنابعالی تقاضا داریم که اسم اینها را از لیستتان در نیاورید به دلایل زیر:

یکم: اگر اینها را در بیاورید به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست. زیرا اینها همه اش تبلیغ می کنند که رژیم ما اصلاح پذیر نیست و دنبال سرنگونی هستند و این به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست.

دوم: اگر اینها را در بیاورید باید براساس قول و قرارهای خودتان، نفرات اینها در عراق و قرارگاه اشرف را حفاظت کنید و این البته به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست. و یا باید کمک کنید که از عراق خارج شوند و این برای شما باعث ایجاد مخارجی خواهد شد که در واقع  به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست.

سوم: در حال حاضر همه کسانی را در داخل ایران دستگیر می کنند به اینها منتسب می کنند و به عنوان تروریست محاکمه می کنند. اگر اسم اینها را در بیاورید کسانی را که در داخل به خاطر مخالفت با نظام دستگیر می کنند، مجبورند آزاد کنند چون تروریست نیستند و این البته به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست.

چهارم: ما معتقدیم که هم باید به غزه برسیم و هم به لبنان. مردم ایران در خیابانها فریاد زدند که "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران".  اما اگر اسم اینها را در بیاورید مردم غزه و لبنان ناراحت خواهند شد و این البته به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست.

پنجم و ششم و هفتم و هشتم و ....صدم: به روح امام راحل قسم که در آمدن اسم اینها از لیست، کلا به به نفع جنبش اصلاح طلبی نیست.

بنابراین خواهشمندیم  و شما را به جان شوهر محترمتان که اسم اینها را توی لیست گذاشت قسم میدهیم که نه تنها اینها را از لیست تروریستی خارج نکنید، بلکه زیر اسمشان دوتا خط هم بکشید.

اضافه کنیم که اینها از بس تروریستن که برخی از ما حتی برای اینکه اگر این نامه به دست اینها افتاد سوء استفاده نکنند و به آبروی ما و جنبش اصلاح طلبی ضربه نزنند، اسامی خودمان را ننوشته ایم و رحمت اله و برکاته

ارادتمندان:

1-  آیت اله سید علی خامنه ای رهبر معظم اصلاحات

2- حجت الاسلام سید مجتبی خامنه ای فرزند رهبر

3- دکتر محمود احمد نژاد رئیس جمهور اصلاحات

4 – دکتر آیت اله برادران لاریجانی رئیس اون دوتا قوه دیگه ی اصلاحات.

5 – آیت اله سید احمد خاتمی امام جمعه گردن کلفت اصلاحات.

7 – آیت اله اکبر هاشمی رفسنجانی توسری خورده، همه کاره سابق اصلاحات.

و ده ها امضای محفوظ دیگر از رهبران جنبش اصلاح طلبی در ایران

Friday, July 22, 2011

مقام عظمای ولایت و افتضاح شنود تلفنی در انگلیس


حسین پویا
بیستم جولای 2011

سی تیر90

هفته نامه "نیوز آو د_ ورلد" در انگلستان، برای تهیه خبر و گزارش دبش و دست اول، پیامهای تلفنی افراد صاحب نام و غیره را بطور غیر قانونی هک و شنود میکرده است. جنجال بر سر بحران شنود تلفنی توسط روزنامه نگاران، به بسته شدن هفته نامه مذکور و حتی استعفای مقامات پلیس و بحثهای پر سر وصدا و وقت گیر  در مجلس انگستان بین نخست وزیر و وزیران و نمایندگان احزاب مخالف منجر شده است. حتی نخست وزیر هم در مورد استخدام فردی که در این مورد دخالت داشته در مجلس معذرت خواهی کرد. این است معنی دموکراسی الکی غربی که بر سر یک جریان ساده شنود تلفنی اینهمه هو و جنجال به پا شده و میلیونها پوند پول بیت المال مردم انگلیس باید خرج حقوق و مزایای نخست وزیر و وزیران و نمایندگان بشود که بیایند روزها و ساعتها سر این مسئله بی اهمیت وقتشان را تلف کنند.  تازه هنوز معلوم نیست که مقصر اصلی کی بوده و دست خارجی و بخصوص استکبار جهانی از آستین چه کسی بیرون آمده بوده یا نیامده بوده؟
این مسئله مهم است که چرا در یک کشوری که ادعای دموکراتیک بودنش گوش جهان را کر کرده و در این سی و چند ساله هم (مثل جمهوری اسلامی مقام عظما) بطور متوسط سالانه یک انتخابات آزاد نداشته است، کسانی به خودشان اجازه شنود تلفنی مردم و بخصوص آدمهای سرشناس را میدهند. آیا این اسمش دموکراسی است؟ آنوقت به جمهوری اسلامی ایراد میگیرند که رعایت حقوق بشر را نمی کند. هر ناظری حاضر است به همه ی مقدسات عالم قسم بخورد و حتی دستش را روی کتاب مقدس بگذارد که علیرغم همه تهمتهایی که به حکومت ولایت فقیه در ایران می زنند، در ایران و در جمهوری اسلامی تحت ولایت مقام عظما، هیچکس، مطلقا هیچکس و هیچ سازمان و گروهی اجازه هک و شنود تلفنی ندارد البته بجز بیت ولایت و برادران وزارت اطلاعات و برادران اطلاعات سپاه و برادران اطلاعات بسیج و اداره مربوطه در شرکت مخابرات و همینطور دفتر مقام عظما و دفتر آقازاده بزرگوار و ارجمند مقام عظما و همچنین دفتر ریاست جمهور و مشاورانش. البته اینها همه طبق قانون و بطور دموکراتیک دست به شنود می زنند و هرگز پایشان را از دایره قانون و قانون اساسی که بر اساس آن مقام عظمای ولایت و سران رژیم همه گونه حقی نسبت به مردم ایران دارد، بیرون نمی گذارند.
 از سوی دیگر باید توجه نمود که در دموکراسی جمهوری اسلامی ولایی که در این سی و چند سال بطور متوسط هرسال یک انتخابات آزاد و بی غل و غش انجام شده، مسائل بسیار مهمتر از این بدون اینهمه سر و صدا و جنجال و فقط با یک حکم و یا یک خطبه مقام عظمای رهبری حل و فصل شده و دموکراسی به راه خودش ادامه میدهد. مثلا در جریان فتنه سال هشتاد و هشت که تعداد معدودی از جوانان فریب خورده، به شایعه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اعتراض میکردند، رهبر معظم بلافاصله با استفاده از دوستانی که در میان قشر روحانی اجنه دارند،  مشخص و اعلام کردند که این اتفاق، توطئه استکبار و اسرائیل بوده است. در همین جریان برادران پاسدار و لباس شخصی تعدادی از همان جوانان گمراه را دستگیر کرده و جهت تادیب روانه بازداشتگاههایی نظیر کهریزک کردند. در این بازداشتگاه به دلیل استاندار نبودن شرایط سلولها برخی از جوانان مذکور دچار مننژیت شده و در حال بیهوشی به زمین افتادند که به علت استاندارد نبودن کف بازداشتگاه سر و دست و پای آنها زخمهای شدید برداشت و فوت کردند. البته فوت آنها همانطور که رئیس پلیس جمهوری اسلامی اعلام کرد در اثر مننژیت بوده است و بهمین دلیل هم برخلاف رفتار زشت رئیس پلیس انگلیس، ایشان نه تنها استعفا نداد بلکه از سوی رهبر معظم تشویق هم شد. البته مقام عظما بلافاصله دستور بسته شدن زندان کهریزک به دلیل استاندار نبودن شرایط زندان را دادند و شایعه تجاوز به زندانیان سیاسی در آن زندان را نیز تکذیب کردند و به این ترتیب همه چیز به خیر و خوشی و بطور دموکراتیک تمام شد.
 حالا اگر دموکراسی جمهوری اسلام هم میخواست مثل انگلیس باشد و در این مدت سی و چند سال، بطور متوسط هرسال یک انتخابات آزاد تحت نظارت نهادهای دموکراتیک نظیر شورای نگهبان انجام نشده بود، معلوم نبود تا چند سال دیگر باید در باره فتنه هشتاد و هشت و شرایط غیر استاندارد زندان کهریزک و غیره  بحث بشود و پول بیت المال حرام بشود و آخرش هم معلوم نشود که مقصر اصلی کیست و زندانیان سیاسی شکنجه میشوند یا نه و در زندان به زندانیان سیاسی تجاوز میشود یا نه؟ ضمنا رئیس و مقامات پلیس انگلیس وقتی داشتند استعفای خود را  اعلام میکردند مدعی شدند که بیگناهند. که البته در همینجا و قبل از هرگونه بحث و تحلیل و نتیجه گیری باید به آنها گفت اولا شما کی هستید که بخواهید بگوئید بیگناهید یا گناهکار. این مقام عظمای ولایت است که باید تشخیص بدهد که کی گناهکار است و کی نیست. ثانیا اگر بیگناهید و ریگی به کفشتان نیست چرا استعفا میدهید. به نظر میرسد که اینطوری میخواهید سر مقام عظمای انگلیس را کلاه بگذارید که باید گفت کور خوانده اید. به علاوه نخست وزیر انگلیس در بحثهایی که در مجلس انگلیس میکرد با پررویی تمام حاضر نشد که بگوید همه ی این کارها زیر سر استکبار جهانی و صهیونیزم بین المللی بوده و عده ای خودسر در هفته نامه مربوطه و در اداره پلیس این کارها را کرده اند.
 نتیجه اخلاقی اینکه حزب فقط حزب اله.
نتیجه سیاسی اینکه چقدر خوب شد که در این سی و چندساله ما هر سال بطور متوسط یک انتخابات دموکراتیک در ایران داشته ایم.







Thursday, June 9, 2011

اندر به میدان آمدن تمساح العلما!ا

هجدهم خرداد نود
اندر به میدان آمدن تمساح العلما!
آخوند مصباح یزدی، از دایناسورهای نظام که سمت ریاست "موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی" را یدک می کشد، باند احمدی نژاد را مثل تیر سه شعبه دانست که در نظام فرورفته که اگر بخواهند آن را بیرون بیاورند، نظام را پاره پاره خواهد کرد. وی تأکید کرد "با طرح مسائلی از سوی این جریان مسأله ولایت فقیه بر باد می رود". 
گفت آن مصباح از یزد آمده
احمدی بر رهبری جفتک زده
 
او زده تیر سه شعبه بر نظام
زخم آن هرگز نیابد التیام
این پسر از اولش هم چیز بود
کارهایش جمله بحث انگیز بود
حرف هایی می زد از جن و پری
خل شده بود این پسر آخر سری
در امور جن دخالت کرده بود
خاطر رهبر از او آزرده بود
امر جن مخصوص ما و رهبر است
هرکه جز ما جن بگیرد خود خر است
او نمیداند که ما جن زاده ایم
درس جن گیری به عالم داده ایم
در امور جن فروشی برده دست
جای جن، یک بچه جن آورده است
کرده آن جن را مشاور این پسر
تا برای او برد از ما خبر
چون ندارد جن ولایت را قبول
نیست افکارش مطابق با اصول
او نمیداند که جن ها خائنند
گرچه بعضی گاهگاهی مومنند
لیک چون این جن ندارد پشم و ریش
این پسر را کرده او علاف خویش
راه حل هایش برای مشکلات
نیست جز مشتی همه خز- اعبلات

مملکت را می کند نابود او
رهبری خسته شده زین گفتگو
مشکل دیگر که دارد این عمو
می کند از هاله اش هی گفتگو
من خودم میخ امور هاله ام
لیک مات از کار این بزغاله ام
هاله ی او هاله ای قلابی است
روزها زرد است و شبها آبی است
هاله سازی بوده عمری کار من
هست صدها هاله در انبار من
سالها من هاله صادر کرده ام
در صدورش خون دلها خورده ام
این زمان بزمجه ای بی چشم و رو
می کند از هاله و جن گفتگو
توبه گر ننماید از این کارها
توی پوزش می زنم من بارها
بعد هم برطبق فرمان امام
می کشم بیرون زبانش را زکام
بعد از آنهم می فرستیمش اوین
صبر کن تو آخر کارو ببین


Wednesday, May 25, 2011

احمدی نژاد و مصاحبه تلویزیونی

سوم خرداد 1390

سه چهار روز پیش احمدی نژاد در یک مصاحبه تلویزیونی شرکت کرد؛ در حالیکه برخلاف همیشه لباساش و موهاش مرتب بود. چهره اش گریم کرده بود و یک عینک شیک هم زده بود. هاله نورش را هم در خانه جا گذاشته بود که برای دوربین مشکلی ایجاد نشود. کارشناسان گفتند که احتمالا مقادیری بوتاکس هم به بعضی جاهای صورتش تزریق کرده بودند تا حالت چهره از چکش خوردگی طبیعی بیرون بیاید و کمی قابل تحمل شود. برخی معتقدند در دعوای با خامنه ای احتیاج به جلب ترحم و توجه ساندیس خورها دارد. توصیه می شود دوباره مصاحبه را ببینید و نظر بدهید. چسبیدن به میز ریاست بالاخره کار دستش میدهد.

 اون خوشگله  احمدی نژاده
خندان و ملوس و با سواده


به به که چه عینک قشنگی
دشمن میگه نمره اش زیاده؟


به به چه لباس شیک و پیکی

دشمن میگه یک کمی  گشاده


یک بشکه انیشتن است ایشان

تو جیب کتش سه تا مداده
 

یک نابغه است این پدر سگ

در نابغگی هم اوستاده


داروست برای نفخ معده

بر زخم سر کچل پماده


یک کشف جدید هم نموده

جن قبله نمای اقتصاده


بدگویی غرب، از اجنه

شایسته بحث و انتقاده


نه اهل دروغ و  اهل چاخان

نه بستن خالی_ زیاده


زنهار که گفته های استاد

نه شعر و شعاره و نه باده


میگوید و عشوه می فروشد

از گفته خود همیشه شاده


با خامنه ای به جنگ رفته

مشغول فریضه جهاده


قهر کرده با سیدعلی، مموتی

هرچند به او پیام داده


ای رهبر مسلمین عالم

محمود غلام خانه زاده


اما "آقا" رو قبول نداره

مشغول امور اجتهاده


یک حرف بدی زده ولایت

حرفی که نشانه عناده


فرموده که این بچه هه خنگه

اینه که  دکان او کساده


گویا که وزیر اطلاعات

مشغول گذاشتن مواده


ماموریتش سقوط محمود

می ترسه بشه امامزاده

*********

این جنگ برای ملت ما

خود باعث خیر و اتحاده

---------------------------

وبلاگ نوشته ها و اشعار حسین پویا


ویدیوی طنز عمه ت به قربانت

http://www.youtube.com/watch?v=kvRPIS-Ujv4

Thursday, May 12, 2011

ولی فقیه درگیر و رئیس جمهور جن گیر

حسین پویا


11 مه 2011



ولی فقیه درگیر و

رئیس جمهور جن گیر



رئیس دفتر خامنه ای:

- الو محمود! .... گوش رو داشته باش آقا کارت داره

احمدی نژاد:

- محمود چیه مرد حسابی؟! نمیخوای بگی دکتر اقلا بگو حاج محمود آقا!

رئیس دفتر:

- باشه طلبت. به همین خیال باش. تازه حرمتتو داشتم بهت نگفتم مموتی. صحبت کن آقا پشت خطه!

ا.ن.

- سلام آقا. امربفرمائید.

خامنه ای:

- امر بخوره تو سرت. گرفتی اونایی رو که گفتم؟

ا.ن.

- کیا رو؟ کدوما رو؟ شما ده تا چیز به من گفتیم بگیرم. گفتید از زیمبابوه اورانیوم بگیرم. گفتید از کره چند تا موشک جدید بگیرم. گفتید از ترکیه مرغ و گوشت بگیرم. گفتید از مجلس واسه ی وزرای جدیدم رضایت بگیرم. گفتید واسه پسر عمه زاده تون زن بگیرم. گفتید...

خامنه ای:

- چقدر حرف میزنی. اینا رو نمیگم!

ا.ن.

- دیگه چیزی یادم نمیاد به جون ننم!

خ.

- مگه من نگفتم یه دفتر بخر و هرچی من بهت میگم و ازت میخوام یادداشت کن که یادت نره؟

ا. ن.

-آها منظورتون اینه که دفتر گرفتم یا نه؟

خ.

- نخیر منظورم این نیست. اما دفتر گرفتی یا نه؟

ا. ن.

- نه واله آقا. آخه برادرا میگن دفتر سوسولیه. میگن این کارا مال صهیونیستاس.

خ.

- برادرا غلط می کنن با تو. اگه تا فردا نگرفته باشی اینجا پیدات نمیشه.

ا.ن.

- چشم آقا میگیرم. حالا منظورتون از گرفتی چی بود؟

خ.

- کی تو اطاقته؟ اون مرتیکه جاسوس اسرائیل که اونجا نیست؟! اگه هست بیرونش کن بعد حرف بزنیم. نمیخوام اونم از این حرفا با خبر بشه!

ا. ن.

- نه آقا نیست. رفته مسافرت سوریه. امشب برمیگرده.

خ.

- رفته سوریه چه غلطی بکنه. یه وقت کار دست بشار اسد نده. کلاه سرش نذاره. اون بشار تو موقعیت خوبی نیس زود کلاه سرش میره!

ا.ن.

- نه آقا کلاه کدومه. خودتون گفتید باید بشار اسد رو کمک کنیم. خوب ماهم یه سری حزب اللهی فرستادیم. اما اونا که کافی نیس. گفتم مشائی دوتا از اون جنای وارد به امور تظاهراتو گرفت و همراه ده کامیون ساندیس برد که تظاهرات رو بخوابونه!

خ.

- من که از این مردیکه چشمم آب نمیخوره. دیگه هیچکی تو اطاقت نیس؟

ا.ن.

هیچکی نیس آقا. خیالتون راحت باشه. منظورتون از گرفتن چی بود؟

خ.

- من مگه به تو نگفتم هرچه زودتر اون دوتا جن رو بگیر و بیار پیش من؟ گرفتی؟

ا. ن.

- آها!! اونا رو میگید؟ آقا به جون بچه م اونا رو نمیشه گرفت. تو هر کتابی که شما بخونید نوشته که جعفرجنی و زعفر جنی جزو کمربسته های امامان. هیچ بنی بشری نمیتونه اونا رو بگیره. مگه اینکه اون اماما اجازه بدن یا خودشون بخوان. باورتون نمیشه از حاج آقا جنتی بپرسین.

خ.

- پسره جعلق پس چرا اینو پریروز نگفتی؟

ا.ن.

- آخه خودمم نمیدونستم. از مشائی پرسیدم اون بهم گفت.

خ.

- نگفتی که برای من میخوای که؟

ا.ن.

- نه آقا. میدونستم شما نمیخواید اون بدونه که شمام دنبال این دوتا جن هستی

خ.

- خوب حالا باید چیکار کنیم. من چه خاکی به سرم بریزم. با این مشکلاتی که تو و بقیه درس کردید من چطوری این پاسدارا رو ساکت کنم؟ چطوری این ولایت رو سرپا نگه دارم؟ این قائله رو تو درس کردی. خودتم باید بخوابونیش.

ا.ن.

- راستش آقا یه جن دیگه هس به اسم مشنوم ابن ملجوم ابن معلوم. از پسرعمه های همون زعفره. خیلی زرنگه و چیز سرش میشه. اما گرفتنش خیلی سخته. تنهایی نمیشه گرفتش.

خ.

- خوب سخت باشه. تو که صدتا جن گیر تو دستگات داری. بگیر بیارش اینجا. اما ببین اگه مطمئن نیستی که کاری ازش ساخته س بیخودی نگیری بیاریش اینجا که آدرس بیت مارو یاد بگیره و اینجا رو هم طلسم کنه.

ا.ن.

- چشم آقا. شما مطمئن باش من هرجنی رو بیارم بیت شما اول دوقاشق طلسم باطل کن با یه نصفه لیوان مخلوط آب ناخن گربه و سبیل گراز کوهی و پشکل ماچه الاغ سه سال و نیمه میدم بخوره که دیگه کاری ازش برعلیه ولایت فقیه برنیاد. ولی واسه گرفتنش کلی باید به این یکی و اون یکی نذر و نذورات بدم. وگرنه این جنه یه دعایی بلده که طلسمم می کنه.

خ.

- نمیخواد بازار گرمی کنی. اون همه پول نفت در اختیارته. هرچی لازمه خرج کن اما کسی نفهمه. شیرفهم شدی؟ خدا حافظ.

ا. ن.

- چشم آقا. همین فردا میگیرم میارم خدمتتون. به سلامت.

احمد نژاد گوشی میگذارد

ا.ن. (بلند بلند با خودش)

ولی فقیه به این بیسوادی هم ندیده بودیم. مردیکه خیال کرده من تنهایی میتونم جن به این مهمی رو بگیرم. فکر می کنه اگه این رحیم مشائی نباشه این جنگیرای دوزاری میتونن این مشنوم ابن ملجوم رو بگیرن. تازه گیریم ما گرفتیم، غیر از رحیم مشائی کی میتونه طلسمشو باطل کنه. خنگه دیگه. نمی فهمه که کار جن توی این مملکت حساب کتاب داره. همه جنای مملکت زیر نظر رحیم مشائین. همش میگه بهش نگو. باشه نمیگم. جون عمه ت.

-------------

وبلاگ نوشته ها و اشعار طنز حسین پویا

http://hosseinpooya.blogspot.com/

ویدیوی نبرد خامنه ای و احمدی نژاد

http://www.youtube.com/watch?v=uZcSZAJisv8

Wednesday, March 2, 2011

نامه خامنه ای به کلنل قذافی


حسین پویا

یازدهم اسفند 1389



نامه ی خامنه ای به قذافی

در اعتراض به کشتار مردم معترض و بیگناه لیبی



ایها السرهنگ قذافی سلام

طیب اله، گوش کن هذا کلام



این شنیدستم که انتم زر زرون

بسته ای خالی توی تلفیزیون



معترض ها را تو کافر خوانده ای

خصم خود را احمق الخر خوانده ای



هرکه داده ضد تو واحد شعار

خوانده ای او را پلید النابکار



هرکسی بوده ست آزادی طلب

اضربو کردی تو با خشم و غضب



تا که مردم از تو روگردان شدند

قال انت عامل شیطان شدند



من هو یسئل که چون شد پول نفت

شد اسیر و راس وی بر باد رفت



معترض ها را تو فتنه خوانده ای

ایها السرهنگ، خاکی رانده ای



هان به دانشجو تو گفتی خار و خس

انت هستی کمتر از کرم و مگس



این شنیدستم که پشت خیمه گاه

کرده ای کهریزکی هم رو به راه



ایها السرهنگ انتم غافلون

کار تو شد بعد از این بس مشکلون



ای معمر، ای عزیز قلقلی

از چه رو از فعل انت غافلی



تو چرا مستورکم انوار حق

خود نمی خوفی که برگردد ورق



تو مگر ماکو من الجنس بشر

هیتلری، دیکتاتوری، یا البقر



بارها دیدی مرا یا لالعجب

تو چرا از ما نیاموزی ادب



با مخالف من مدارا یفعلون

باز باب گفتگو وا یفعلون



من طرفدار علوم و دانشم

اهل دانش را به بالا می کشم



من به دانشجو فعولو احترام

صبح و ظهر و شب به او قال سلام



گر جوانان اعتراضی یعملون

یا برایم جمله سازی یعملون



من براشون یرسلون یک دسته گل

مثل انت نیستم مجنون و خل



یفعلون گر انتقادی کس به ما

بنده قال طیب اله، مرحبا



چون نمی قالم به مردم من دروغ

یضربون از شوقشان بسیار بوق



ذالک ایران بود امن و امان

ایها السرهنگ اینها را بدان



تو زما آموز رسم رهبری

گرچه انت یک کمی کلا خری

------------------------------------

وبلاگ نوشته ها و اشعار حسین پویا

http://hosseinpooya.blogspot.com/

ویدیوی شعر خوانی

http://www.youtube.com/watch?v=Vq_DP5A765c

http://www.youtube.com/watch?v=k4PruliEPs0


Saturday, February 19, 2011

ادامه خامنه ای و صدای انقلاب

حسین پویا
بیست و هشتم بهمن 1389

خامنه ای و صدای انقلاب

1- چند ماه دیگه: خطبه نماز جمعه خامنه ای
بسمه تعالی. بنده خیلی متشکرم که شما جوانان عزیز با تلاشهای خودتون صدای انقلاب را به گوش بنده رساندید. طیب اله. البته بنده هفته قبل که برای خرید نان بربری و سبزی به سر کوچه رفته بودم یک دفعه دیدم یک عده جوان دور هم جمع شده و دارند شعار میدهند. طبق معمول و منطقا بنده تصور کردم که دارند در حمایت از ولی فقیه یعنی بنده و اسلام عزیز شعار میدهند. اولش گفتم طیب اله اما دیدم نخیر شعارها بوی دیگری دارد. وقتی خوب گوش کردم دیدم دارند میگویند مرگ بر دیکتاتور و ادامه می دهند که؛ مبارک، بن علی، نوبت احمدی. و خوب یک دفعه دوزاریم افتاد که ایدل غافل این صدای انقلاب است که بنده باید هرچه زودتر آنرا بشنوم و من شنیدم. طیب اله. بنده بلافاصله دستور دادم که موضوع بررسی بشود و دو روز بعد وزرای اطلاعات و سپاه به بنده گزارش دادندکه حق با اون جوانان است و این مرتیکه جعلق توی این مملکت میخواهد دیکتاتوری راه بیندازد و در انتخابات هم یک تقلباتی کرده. وقتی تحقیق بیشتری شد معلوم شد این انچوچک بیسواد حتی رای بنده را نیز دستکاری کرده و اسم خودش را رویش نوشته. من اصلا به ایشان رای نداده بودم. حق با آقای رفسنجانی است که حکومت تا حدودی از سیره امام راحل فاصله گرفته. اما بنده از امام عذر میخواهم و به ایشان قول میدهم که جبران خواهد شد. از امروز بنده به همه ی شما جوانان انقلابی و مردم خوب این کشور عرض می کنم که صدای انقلاب شما را شنیدم و قول میدم که به جان بچه هام در انتخابات بعدی به این مرتیکه اجازه کاندید شدن نخواهم داد. البته ایشان خودش به زبون خوش راضی نخواهد شد. اما خوب شما خیالتون جمع باشه. این یارو دوره ریاست جمهوریش که تمام شد دیگه باید بره. از شما هم تقاضا می کنم برای اینکه صهیونیزم جهانی و استکبار جهانی نا امید بشوند شما تشریف ببرید خونه هاتون و اجازه بدید که بنده در آرامش اصلاحاتی را به نفع شما انجام بدم و دست این مردیکه را برای کاندید شدن دوباره اش ببندم. به بسیج هم گفته ام که تیراندازی نکنند تا شما به خانه تان بروید. طیب اله انفاسکم

2- یک هفته بعدش- بازم خطبه نماز جمعه
بسمه تعالی. بنده بسیار متاسفم که تا حالا فکر میکردم که اینهایی که توی خیابونا کشته میشن همگی یا خودشون ضد انقلابند و حقشونه و یا اینکه اینها توسط مجاهدین کشته میشن. همین دیروز که برای بررسی اوضاع، نوارهایی را که برادران بسیج و سپاه از تظاهرات شما گرفته بودند دیدم متوجه شدم که بنده بازهم گول این پسره جعلق را خورده ام و گرنه بنده هرگز حاضر نمیشدم که به سپاه و بسیج دستور بدم که به مردم تیراندزی کنند. به بنده گفته بودند که اینها از اسرائیل آمده اند. وقتی شنیدم که شما در شعارهاتون بیان می کنید که مرگ بر اصل احمدی نژاد و مرگ بر دیکتاتور با خودم گفتم که این مردم حق دارند. طیب اله. این دفعه دیگه بنده به وضوح صدای انقلاب شما را شنیدم. هفته قل صداتون خیلی واضح نبود. طیب اله. به جان مادرم بنده اصولا در جریان دستورات این تیراندازیها نبوده ام. همه اش کار همین انچوچک بیسواد است که سالهاست دارد بنده گول میزند. هرچه شما و ما می کشیم از همین نادان بی خرد دیکتاتور است که اصلش خراب است. بنده هم با شما همصدا عرض می کنم که مرگ بر اصل احمدی نژاد. من از مردم محترم ایران به خاطر حمایتم از این مردک عذر میخواهم. بنده دستور داده ام که بعداز این حق ندارند جنازه های شهدای شما را مخفیانه دفن کنند و باید به خودتون تحویل بدن. حق تیر هم اجازه ندارند که از شما مطالبه کنند. سپاه خودش چشمش کور گلوله مصرف کرده باید از بودجه خودش خرجش را بدهد. البته باید اقرار کنم که یه مقدار از این کجرویها هم پایه اش از زمان آقای خمینی گذاشته شده و به بنده مربوط نمیشود. بنده همین امروز دستور خواهم داد که مجلس این مردیکه را عزل کند. به شورای نگهبان فرمان میدهم اجازه بدهد که هرکس دلش میخواهد کاندید ریاست جمهوری بشود و ما یک بار دیگر حرکت دشمن شکن انتخابات را انجام بدهیم تا همه ی دنیا باورش بشود که ما یک حکومت دموکراسی داریم. از شما هم تقاضا می کنم که دیگه تشریف ببرید خونه هاتون استراحت کنید. به سپاه و بسیج هم دستور داده ام که دیگه به حرف این مردک گوش نکنند و ضمن برقراری آرامش شما را به خانه هاتون راهنمایی کنن. طیب اله.

3- دو هفته بعدش- سخنرانی در تلویزیون
بابا طیب اله. من نوکر شمام. اصلا ولی فقیه یعنی خر ملت. من خر شمام. آدم که نمیگه مرگ بر خر خودش. من میدونم که شما منظور بدی ندارین اما شما را قسم میدم به دو دست بریده حضرت عباس که این شعار مرگ بر فلانی را دیگه ندید من خیلی می ترسم. میدونم منظورتون من نیستم. میدونم منظورتون اون خمینی گوربگور شده ست. اما من میترسم. من گول دایناسورهایی امثال این جنتی و مصباح و اون یزدی دزد رو خوردم که نا کسا معلوم نیست کجا در رفتن. اونا فتوای قتل روشنفکرا رو دادن. خودم پیداشون می کنم و تحویلتون میدم. اصلا اگه به من فرصت بدید خودم میگیرم اعدامشون می کنم. من اصلا آیت اله نیستم که بخوام فتوا بدم که موسیقی حرامه یا نیست. بابا من اصلا خودم اهل موسیقیم. میخواین براتون همیجا برقصم. بابا طیب اله. من همون اولش صدای انقلاب شما رو شنیدم ولی مرگ مادرم نمیخواستم سر و صداشو در بیارم که این دایناسورا در نرن. به جون مجتبی اگه دروغ بگم. من خودم میدونم که اون انچوچک جعلق بیسواد کاره ای نبود. ولی خوب گفتم شاید اگه برکنارش کنم دل شما خنک شه. اگه خوشحالتون می کنه تا بدم همین فردا به یکی از درختای همین خیابان مرحوم دکتر مصدق، قهرمان مردم، آویزونش کنن. درود بر دکتر مصدق کبیر. اگه بفهمم کدوم نامردی اسم این خیابون مصدق رو عوض کرد میگم قاضی مرتضوی از پا آویزونش بکنه. نه. اون مردیکه پفیوز خودشم همدست همین احمدی نژاده. اون خودشم باید از پا آویزون بشه. این بسیج رو هم تعطیلش می کنم. معنی نداره درآمد نفت مملکت را بدیم یه مشت مفتخور به قول شما جنایتکار بخورن و بزنن توی سر مردم. از این به بعدم قول میدم دیگه نه این چفیه رو بندازم گردنم و نه عربی حرف بزنم. بابا من اصلا عربی بلد نیستم. اینایی که بلغور می کنم عربی نیس. یک مشت مزخرفاته. اگه بخواید کراوات می زنم به خدا. بابا اصلا کراوات اصلش اسلامی بوده به خدا. اون خمینی گوربگور شده بود که با کراوات دشمن بود. من آخه پخی نیستم که بخوام بگم کراوات حرومه. اسلام اصلا با حجاب کاری نداره. به حکومت چه مربوطه که مردم چی می پوشن و زندگی خصوصی شان چطوره. به مرگ مادرم من خودم کلی غرب گرام. همین پیپ که من میکشیدم خوب غربیه دیگه. باور کنید اگه من برم، اسلام از بین میره ها. به جون بچه هام اگه دروغ بگم. محض خاطر اسلام هم شده فقط یه هفته به من وقت بدین اگه همه چی رو درست نکردم نامردم. همه ی این فرمانده های سپاه و انتظامات و بسیجو میدم دست خودتون هرکاریشون خواستید بکنید. من خودم هم از ولی فقیهی استعفا میدم. بابا من اصلا آیت اله نبودم. این یارو اکبر کوسه این بلا رو بر سر من آورد. یادتونه من یه وقت پیپ می کشیدم؟ بابا نوکرتونم طیب اله. من اصلا توضیح المسائل ندارم. به خدا این بدبختیا به من مربوط نمیشه. مگه یادتون رفته که چند سالش همین کوسه رئیس همه چی بود. من از خانواده هایی که بچه هاشون توی این تظاهراتا شهید شدن معذرت میخوام. همش تقصیر اون امام گوربگوری بود که این بسیج رو راه انداخت تا جوانهای مردم رو بکشن. من وقتی گفتم میکروب و اینجور چیزا منظورم این بسیجیایی بود که به اندازه خر نمی فهمن و شپش از سر و کله شون بالا میره. وگرنه دانشجو که میکرب نیست. دانشجو تاج سر منه. فقط یه هفته وقت بدید. جون مادرتون. همه ی این شورای نگهبان و تشخیص مصلحت و مجلس بسیجی رو منحل می کنم. همه شون رو اعدام می کنم. فقط یه هفته فرصت بدین من بعدش میرم مشهد سر همون شغل سابقم. میرم دوباره میشم روضه خون. والسلام و علیکم و رحمت اله

و در دادگاه جنایتکاران علیه بشریت
- متهم علی خامنه ای آخرین دفاعت رو بکن
- بسمه تعالی. من بیگناهم به خدا. به من چلاق رحم کنید. همش تقصیر این اکبر کوسه رفسنجانی بود که الکی نامه خمینی گوربگور شده را درست کرد که منو بکنن رهبر. اینجوری نیگاش نکنین که حالا مثل موش مرده اونجا نشسته. بقیه ش هم تقصیر این گردن گلفتای خبرگان بود. من بی تقصیرم. من اصلا از کهریزک خبر نداشتم. رحم کنید
.....
---------------------------------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/
ویدیوی شعر طنز
http://www.youtube.com/watch?v=tLvbEzwkUZo