حسین پویا
ششم آگوست2010
احمدی نژاد گفت:
- تا هفت سال دیگر انسان به فضا می فرستیم. این کار به معنای تسلط ایران(منظورش آخوندهاست)بر فضاست.
همچنین محمود احمدی نژاد در یک مصاحبه تلویزیونی مدعی شد اطلاع دقیق دارد که آمریکا ظرف سه ماه آینده به دو کشور منطقه حمله خواهد کرد. او از این کشورها نامی نبرد.
"رو سر بنه به بالین"* این ملتو رها کن
فکری به حال زار آخوند بی نوا کن
شیخ وقیح هرگز شرم از کسی ندارد
بزمجه ی جعلق، تو شرم کن حیا کن
از بس دروغ گفتی دنیا به حیرت افتاد
این سنگ پاست یا رو، این راز برملا کن
گفتی به زودی زود، کس را فضا فرستم
خود عازم فضا شو، لطفی بیا به ما کن
فیل اتم شکافی، پنچر شده ولش کن
یک کشف تازه بنما، فیل دگر هوا کن
آن سیدعلی برایت بس نقشه ها کشیده
تو راه خویشتن را از راه او جدا کن
گویا خیال دارد قربانیت نماید
تو زودتر بجنب و آن شیخ را فدا کن
مصباح هم برایت دارد خیال بر سر
رو کاسه کوزه اش را برهم بزن صفا کن
از جنتی حذر کن، افکار او مدرن است
یک شیخ مرتجع تر پیدا کن و بابا کن
آن هاله منور بر گرد کله ات را
روشن کن و جهان را در نور آن نیگا کن
بنگر تو کافران را، در حال کفر ورزی
شمشیر خویش برکش، سرها زتن جدا کن
بنگر تو در اروپا، غوغای بد حجابی
برخیز و با چماقت، یک حمله ازقفا کن
تو وارث "امامی"، هرچند نا تمامی
احکام آن مچل را جاری کن و روا کن
تو دکتر فیزیکی، استاد جیک و جیکی
جاهیزه! نوبل را، امسال ادعا کن
تنظیم خانواده، یک حیله و فریب است
از غرب برحذر باش، یک بچه را سه تا کن
آسایش شماها تفسیر این پیام است
سکو برای اعدام، هرگوشه ای به پا کن
کهریزک و بسیجی دیگر اثر ندارد
فکری به حال زار آن سیدعلی گدا کن
مردم همه به هوشند، در دفعتان بکوشند
آن روز جای موشک، یک موش دست و پا کن
سوراخ موش آنروز، کمیاب و بس گران است
سوراخ موش خود را امروز ابتیا کن
* منظور اینست که "سرتو بذار بمیر"
-----------------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/
Saturday, August 7, 2010
Friday, July 30, 2010
سوالات قرمز و پاسخ سبز
29 جولای 2010
سوالات قرمز از میر حسین موسوی
و پاسخ سبز دفتر ایشان
"منافقین از کفار بدترند و این منافقین بودند که با آتش زدن خرمن های کشاورزان و شکنجه کردن خودشان باعث شدند که ما مع الاسف آب و برق و اتوبوس را نتوانیم برای همه امت اسلامی مجانی بشویم و فقط توانستیم برای بسیجی ها مجانی باشیم. لاکن ما اگر چند هزار نفر از اینها را همان ابتدای انقلاب اعدام کرده بودیم حالا اینقدر معتاد و فقیر و بیکار و بدبخت و غیره و چه و چه در کشور ما وجود نداشت." (امام خمینی)
در راستای اینکه شخص بسیار محترمی به نام سعید شریعتی که از فعالان سیاسی و اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و از حامیان آقا میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بوده و پس از اعتراضات به نتایج انتخابات بازداشت و زندانی شده، اخیرا افاضاتی در خصوص قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 فرموده، ما؛ تعدادی از ضد انقلابیون فراری به غرب که به جرم شکنجه خودمان به فرمان امام خمینی چه و چه تحت تعقیب دستگاه قضایی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستیم، سوالات زیر را داریم. البته توضیح اینکه آن جناب سعید شریعتی، آن قتل عام که آنهم به فرمان همان امام خمینی انسان دوست در سال شصت و هفت انجام شد را ضروری دانسته و از امام خمینی به خاطر دادن آن فتوای قتل عام حمایت کرده است. هرچند که آن سعید نامبرده فراموش کرده که به روان لاجوردی یعنی همان سردار بزرگ مورد احترام آقای دکتر خاتمی، درود و تهیات بفرستد. سوالات ما ضد انقلابیون خارج نشین گروهکی؛ که از همان اوائل انقلاب دست امریکای جهانخوار همه اش از آستین ما بیرون می آمد، از جناب میر حسین موسوی البته ربطی به آن آقای شریعتی محترم ندارد ولی از آنجایی که ایشان از نزدیکان سیاسی و عقیدتی و حامیان و پیروان آقای موسوی هستند و آقای موسوی هم مثل اوشان از حامیان پر و پا قرص آن امام خمینی نامبرده بوده و دوران حکومت وی را "دوران طلایی امام" می نامند و راجع به آن قتل عام هم هنوز نظر نداده اند، یک جوری مجبور شدیم مقدمه سوالات خود را با مطرح کردن نظرات آن شریعتی نامبرده شروع کنیم. علی ایحالا ضروری است بدینوسیله از اینکه جناب آقای موسوی اخیرا نسبت به مسائل دوران هشت ساله دفاع مقدس (که رابطه زیادی با آن هشت سال جنگ خانمانسوز که به قصد فتح قدس از طریق کربلا ادامه یافت ندارد) دست به افشاگریهای بسیار مهم زده و از جمله فرموده اند که اگر بعضی ها ساکت نشوند ایشان افشاگری خواهند کرد متشکریم.
و اینک سوالات ما:
محضر حضرت آقای میر حسین موسوی دامت حرکاته
ضمن سلام و عرض تحیات، اینجانبان تعدادی از ضد انقلابیون گروهکی خرمن آتش زن خود شکنجه کن عامل امریکا که در ابتدای انقلاب با شکنجه کردن خودمان باعث شدیم که مجبور به خروج از ایران بشویم سوالات زیر را داریم:
الف- آیا کارگذاشتن بمبی که در حرم حضرت امام رضا در مشهد منفجر شد و منجر به کشته و مجروح شدن تعدادی از زائران بیگناه شد و همچنین کشتار کشیشان مسیحی بیگناه (که البته هنوز معلوم نشده که کاملا بیگناه بوده اند و در این مورد باید آقای سعید شریعتی نامبرده نظر خودشان را جهت روشن شدن اذهان زودتر بیان کنند) را همانطور که حضرت آیت اله خامنه ای ولی فقیه مسلمین جهان بلافاصله فرمودند؛ کار عوامل منافقین میدانید و یا اینکه جنابعالی هم تحت تاثیر القائات ضد انقلاب و نفوذیهای اسرائیل در وزارت اطلاعات، فکر می کنید کار خود وزارت اطلاعاتی ها و از جمله بسیجی مظلوم سعید امامی بوده است؟
ب- آیا کشتن دگر اندیشان را طی سلسله عملیات معروف به قتلهای زنجیره ای، مطابق نظرات ولی فقیه مسلمین جهان، کار عوامل اسرائیل در وزارت اطلاعات و شاید هم منافقین نفوذی میدانید و یا باز هم براساس القائات ضد انقلاب فراری و نفوذی، این جنایات را منتصب به دوست نزدیک و مرید و پیرو ولی فقیه، یعنی همان سعید امامی مظلوم میدانید؟
والسلام و علیکم و علی نزدیکانکم و علی دفاترکم اجمعین
و اما پاسخ دفتر حضرت آقای میرحسین موسوی به شرح زیر دریافت شد:
"ما برای خربزه انقلاب نکردیم. لاکن همانطور که در پاریس گفتم * جامعهء آيندهء ما جامعهء آزادی خواهد بود. همهء نهادهای فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت.*. ما نیامده ایم که فقط آب و برق و اتوبوس را مجانی کنیم. لاکن ما تا یک خانه هم در تهران سرپا باشد جنگ را ادامه میدهیم" (امام خمینی)
بسم اله القاسم الجبارین و با درود فراوان به روان خلخالی بزرگ و اسداله لاجوردی خدمتگزار و افتخار آقای خاتمی و ولایت فقیه.
آقایان ضد انقلاب گروهکی فراری و منافقین محارب از خدا بی خبر. حضرت آقای موسوی فرمودند که:
ما همه تابع ولی فقیه و قانون اساسی هستیم. ایشان در راس امور هستند. ما مبارزات خودمان را با الهام از روشی که حضرت امام در پاریس داشتند ادامه خواهیم داد. دادن وعده و وعید الکی و به قول حضرت امام "خدعه کردن" هیچ مباینتی با دین مبین ندارد. در مورد دفاع مقدس هم اگر لازم باشد بیش از اینها افشاگری خواهد شد. به مردم خواهم گفت که چه کسانی باعث شدند که امام راحل جام زهر را بخورد و قطعنامه آتش بس را بپیذیرد. خواهم گفت که اگر این قطعنامه به ما تحمیل نشده بود سپاه اسلام تا کنون عراق و کویت و عربستان و کلیه کشورهای مسلمان نشین منطقه را گرفته بود و ما حالا صاحب نصف نفت دنیا بودیم و آنقدر پول و درآمد داشتیم که بتوانیم بدون تحمل مشکلات تحریم اقتصادی، حداقل پنجاه تا بمب اتم توی انبارمان داشته باشیم. با این درآمد هنگفت توانسته بودیم به آرزوی امام راحل که مجانی کردن آب و برق و اتوبوس برای همه امت اسلامی و رهبری کل جهان اسلام بود جامه عمل بپوشانیم.
الاحقر المیر حسین الموسوی.
--------------------------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/
Thursday, January 14, 2010
پایان نامه سیدعلی خامنه ای- شماره دوم
حسین پویا
چهاردهم ژانویه 2010
پایان نامه سیدعلی خامنه ای . شماره 2
در شماره پیشین چنین آمد که؛ ساعتی از ضجه های کمک خواهی آن سیدعلی گدای خامنه ای دیوانه قدرت و خائن به ملت نگذشته بود که مجمع دایناسورهای مفتخور و روضه خوانهای جلمبر به همراه جلادان و قاتلان مردم در بسیج و سپاه، در بیت العنکبوت آن روضه خوان سابق تشکیل و با آن عمامه به سر ماردوش و جنایتکار عبا پوش به رایزنی مشغول شدند.
بر اصحاب عشق و معرفت پوشیده نیست و بر یاران دشمن کوب اینترنت و یو تیوب هم پوشیده مباد که چون هریک از یاران و اذناب آن گدای بی شعور، و آن سرمست غرور، از راه دور به بیت العنکبوب بی عبور رسیدند، با نصیحت رئیس دفتر آن نابکار مواجهت یافتند که می فرمود: ایهاالاصحاب چون در محضر "آقا" وارد شوید اول پای چپ برزمین نهید و آنگاه بر پای آن "نایب امام" بوسه زنید. زنهار که شعر نخوانید و شعار ندهید که آن بزرگوار را از خروش دشمن زبون سخت هراس بر دل افتاده و وی را دل پیچه ای مشکل افتاده، چنانکه گفته اند؛
از خروش مردم اندر کوچه ها
خورده گویی سیدعلی آلوچه ها
گشته بدجوری اسیر پیچ دل
کرده ما را پیش دشمن بس خجل
سیلی مردم چنان گیجش نمود
کز سرش عمامه اش افتاده بود
رنگ رویش مثل گچ گشته سپید
کرده از ما یکسره قطع امید
الغرض چون آن جماعت دین فروش و دایناسورهای حلقه بگوش در محضر آن سیدعلی روضه خوان قصر آشیان گرد آمدند، رسم پایبوسی رهبر مستضعفین کرات کهکشان راه شیری را حسب الامر رئیس دفتر بجای آوردند. و اما آن دراز مرد صاحب درد، لحظاتی جماعت حاضرین را ورانداز فرموده و چون در میان آنها اثری از تواب ساز حقه باز لنگ دراز پشت هم انداز، حسین شریعتمداری و آن قاضی بدنام لقمه حرام بدسرانجام واجبی به کام، سعید مرتضوی، ندید، حضار را مورد خطاب قرار داده پرسید:
که دیده حسین شریعتمدار
همان یار چاقو کش نابکار
نیامد چرا او به پابوس ما
نمی بینم او را میان شما
من او را بسی دوست دارم یره
اگر چه که او گاهگاهی خره
مرا کرده خدمت بسی آن جوان
مرید ار خره، قدر او را بدان
ز قاضی سعید آن عزیز جوان
نمی بینم اینجا خبر کوش هان!!
نمی بینم آن قاضی خسته را
همان حاج سعید زبان بسته را
همان کو مرا بال پرواز بود
به بزم اوین یار دمساز بود
همان کو به زندان شیک اوین
سر "کاظمی" را زده بر زمین
همون کو برای دل زار ما
ببسته در هرچه نشریه را
حکایت کرده اند که آن جماعت روحانی و مفتخوران پنهانی، چون شنیدند این سخنان از دهان آن رهبر ربانی و آن فقیه نورانی، جملگی رو به سوی شیخ الشیوخ دربار، وزیر اطلاعات جنایتکار کج رفتار کرده و با زبان بی زبانی از او جویای احوال شدند. آن وزیر نابکار چون آن نگاه های پرس و جو گر را دید خود را به نزدیک فقیه اعظم، خامنه ای شلغم رسانده و در گوش وی پچ پچی سوت گونه و از "مخرج صاد" کرد و آن فقیه قصر آشیان باشنیدن آن اصوات، سری تکان داده، آه ولرمی از جگر برکشیده و فرمود انا لله و انا الیه راجعون. آن حضار با شنیدن این کلام الهی از زبان آن رهبر عالیجاه ماردوش عبا پوش اینگونه فهمیدند که دوران آن حاج سعید مرتضوی هم مانند آن یکی حاج سعید امامی زنجیره ساز به سر آمده و جنت مکان شده، که صد همچون آن دو سعید فدای یک موی رهبر عالیقدر کسرالله گردنه باد و آن حسین شریعتمدار دراز تواب ساز شلاق زن، به صوابدید آن رهبر گران سنگ و به فتوای شیوخ پا در رکاب معظم له، آن سعید قاضی را برای انجام مراسم عبادی - سیاسی صرف داروی نظافت به گرمابه برده است. چنانچه شاعر گمنام فرموده است:
بترسید یاران ز بخت سیاه
که گردد ز بخت سیه کوه کاه
چو برگشت بخت از کس ای نیک فن
مر او راست پالوده دندان شکن
و شاعر گران سنگ دیگری فرموده است:
ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار
تا باز که باشد که کشد آنکه تو را کشت
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
و این بنده حقیر سراپا تقصیر، به آن نابخردان نامرد بی وطن خطاب می کنم:
که ای بدسگالان هیتلر سرشت
شما را چنین است پس سرنوشت
فدای سر سیدعلی می شوید
و جانباز صد در صدی می شوید
به حمام کین می کشانندتان
بسی واجبی می خورانندتان
که تا وقت هست، ای همه خل مشنگ
ببندید بار و کنید جیم فنگ
بر ارباب معرفت و یاران دلیر با همت پوشیده مباد که آن بادمجان دور قاب چینان میمون صفت و آن دایناسورهای بی معرفت از شنیدن خبر بلایی که عاقبت بر سر این سعید دوم آمد ته دلشان خالی شد. چرا که از روابط نزدیک آن سعید اول با رهبر مستضعفین کرات و سماوات با خبر بودند و دانسته بودند که چون موضوع حفظ قدرت در میان باشد آن فقیه عالی جاه از به مسلخ فرستادن چونان سعید امامی خرمریدی نیز نخواهد گذشت. پس پائین رتبه ها و پاسدار شکنجه گرها در دل بخود گفتند که باید بسیار مواظب بود که سرنوشت آن دو سعید ممکن است در انتظار آنان نیز باشد. اما آن فقیه بی صفت الکی خوش و آن رهبر بی معرفت مرید کش، از آنچه در دلهای اصحاب حاضر در مجلس گذشت خبردار شد و بر سبیل دلداری و در راستای ازاله ترس از دلهای آن نابخردان جنایت پیشه امر فرمود که پیش از آنکه به رایزنی مشغول شوند سفره بیندازند و از اطعمه و اشربه بر آنان بخورانید و به برخی از آنان وعده کارخانه و معدن و رانت های جدید داد و آنان را برای رایزنی و چاره جویی و قتل و غارت بیشتر آماده فرمود. چنانکه شاعر فرموده:
آن رهبران که جنایت همی کنند
با خر مرید عنایت همی کنند
گر می کشند گاهی از اوقات یک مرید
دلجویی از بقیه رعایت همی کنند
هی دم ز بیگناهی خود می زنند هی
یاران به قتل خلق هدایت همی کنند
باز است دست مریدان به روی خلق
بیهوده خلق شکایت همی کنند
روزی که با قیام قیامت کنند خلق
آنان ز توبه حکایت همی کنند
آنگه هزار مرید به زندان کنند و خود
رسم فرار شیک رعایت همی کنند
ادامه دارد
--------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/
Tuesday, January 5, 2010
پایان نامه سیدعلی خامنه ای- شماره یک
حسین پویا
پنجم ژانویه 2010
پایان نامه سیدعلی خامنه ای
شماره 1
و اما راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار، چنین حکایت کرده اند که چون مردم ایران زمین از ظلم و جور ضحاک زمان، شیخ سلطان علی گدای منقل نشان قصر آشیان به جان آمدند، سر به شورش برداشتند و از زن و مرد و پیر و جوان به خیابانهای شهرهای ایران سرازیر شدند و فریاد مرگ بر دیکتاتور سردادند. چنانچه شاعر فرموده:
ستمکار را عاقبت بد بود
جزایش عذاب موید بود
ببین کار او عاقبت چون شدی
قرین مکافات گردون شدی
ستم عمر کوته کند بی گمان
ستمکار رسوا بود در جهان
بر ارباب جراید و اصحاب اینترنت پوشیده نماند که آن شیخ نابخرد نابکار و آن قاتل مردان و زنان نامدار، چون فریاد کوه مردان و شیرزنان ایرانی را از خیابانهای تهران شنید، رنگ از رویش پریده، آه از نهادش برآمده، هفت ستون بدنش به لرزه درآمده و عرق سرد تمام هیکل دیرک نشانش را فراگرفت.
چو بشنید آن نعره ها سیدعلی
بلرزید در زیر او صندلی
یکی جیغ زد چون شغال اسیر
که گشته گرفتار چنگال شیر
بلرزید چون بید و رنگش پرید
یکی آه سردی ز دل برکشید
القصه، آن نابکار بدکردار، آن روباه پیر مکار، آن چون حیوان رفتار و آن سرسلسله دایناسورهای الاغ سوار، آن بو نبرده از شرف، آن گذشته زجان در ره علف، آن خل مشنگ هفت رنگ، بانگ برآورد که ای مفتخوران بی همه چیز و ای فقیهان بی تمیز. ای خورندگان رانت لاستیک و شکر و برنج و چای و ای بالا کشندگان معادن و کارخانجات و وامهای میلیاردی به دادم برسید که هرچه ساخته ایم از دست میرود.
گفت ای اطرافیان مفتخور
جیبتان از مال مردم گشته پر
یزدی و مصباح خنگ و جنتی
ای طرفداران دین دولتی
خطبه خوانان نماز جمبه ها
سالها پروار کرده دمبه ها
ای نماز جمعه تان ابزار جنگ
خطبه هاتان جملگی چرت و جفنگ
ای سپاه و ای بسیج در بدر
ای از احوالات مردم بی خبر
ملت ایران به میدان آمده
عمر ما شاید به پایان آمده
از خیابان می رسد بانگ خروش
بانگ مرگ بنده می آید به گوش
مر مرا اینک کمک باید به جنگ
تا بکوبم جنبش مردم به سنگ
و اما چون آن حواریون بی مقدار و کفتاران مردار خوار، گفتار خفت بار آن دیلاق العلما و آن ضحاک ماردوش خاک بر گوش را شنیدند، از جای خود پریدند و عبای شتری بر سر کشیدند و سوار بر مرسدس های ضدگلوله به همراه محافظ و گماشته از هرسو به جانب خانه رهبر مستضعفین شرق و غرب روان شدند.
چو بشنید این سخن مصباح احمق
بگفت افتاد کار ما ز رونق
همانا سیدعلی ما را امام است
اگر او رفت کار ما تمام است
بباید کشت مردم را سراسر
که تا باقی بماند تخت رهبر
سوار مرسدس بنز گران شد
به سوی خانه رهبر روان شد
از اینسو جنتی آن خنگ بدبخت
بزد فریادی و افتاد از تخت
موبایل خویش را بگرفت در دست
بگفت ای احمدی ای مردک پست
تو ما را جمله در چاله فکندی
بسه دیگه دروغ و خالی بندی
اگر یابم خلاصی زین مشاکل
فرویت می کنم با کله در گل
وز آنسو خاتمی آن شیخ مزدور
همان گردن کلفت خنگ مهجور
همانکه ظهر جمعه خطبه میگه
همانکه اشکمش مانند دیگه
به هم زد ناگهان برنامه اش را
به سرعت سر نهاد عمامه اش را
محافظ ، شوفرم را با خبر کن
هوای لندنو از سر به در کن
من و تو در همینجا ماندگاریم
بجز این چاره دیگر نداریم
محافظ ، سیدعلی در اضطرابه
گمانم بازهم اوضاع خرابه
زیک سوی دگر هم پاسداران
همان آدمکشان و رانت خواران
به سوی خانه رهبر روانه
دوتا دوتا و برخی دانه دانه
الغرض، ساعتی از ضجه های کمک خواهی آن سیدعلی گدای نامبرده نگذشته بود که مجمع دایناسورهای مفتخور به همراه جلادان و قاتلان مردم در بسیج و سپاه، در بیت العنکبوت آن روضه خوان سابق تشکیل و با آن عمامه به سر ماردوش و جنایتکار عبا پوش به رایزنی مشغول شدند.
ادامه دارد.
---------------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/
Monday, December 14, 2009
معرفی مختصر خمینی و خامنه ای
حسین پویا
بیستم آذرماه هشتاد و هشت (12 دسامبر 2009 )
ملت و دانشجویان غیور ایران ابتدا شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" سر دادند و بعدش هم عکس خمینی دجال را آتش زدند و پاره کردند. حتی اگر این عکس پاره کردن به قول برخی ها سناریویی از پیش تهیه شده توسط وزارت کشتار و شکنجه آخوندها باشد، آن شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" از دهان دانشجویان و مردم ایران بیرون آمد و معنای آن هم این است که ملت ایران به خوبی دریافته اند که عامل اصلی همه بدبختی هایی که دامنگیر کشور ما شده همین ولایت فقیه و همان خمینی دروغگو و دجال هستند و خامنه ای هم ادامه دهنده راه خمینی است.
معرفی نامه مختصر خمینی و خامنه ای
به مناسبت پاره شدن عکس خمینی و خامنه ای
خمینی واقعا ضد بشر بید
از آن آخوندهای کله خر بید
مخالف بید با علم و تمدن
به این خر بودن خود مفتخر بید
به واقع کله ی گندیده ای داشت
از این بوگند حتما باخبر بید
پر از خون بید افکار خمینی
و تفریحش قصاص با تبر بید
خمینی دائما نیرنگ می کرد
دروغ و خدعه اش از حد به در بید
نبی در اشکمش یک روده راست
تماما روده هاش مثل فنر بید
اگرچه لاجوردی بید جلاد
خمینی خود از او جلادتر بید
برای خامنه، الدنگ قاتل
خمینی راهبر بید و پدر بید
از او آموخت این الدنگ کشتن
وگرنه خود گدایی در به در بید
خمینی داد آن دستور سرکوب
خمینی گفت "خندیدن خطر بید"
"خفه باید بشه صوت مخالف"
گدا هم با خمینی هم نظر بید
"قلم را بشکنید ای پاسداران
قلم خود باعث طغیان و شر بید
قلمزن هم مجازاتش شدید است
به چشم ما قلم چون نیشتر بید"
به اسم کافر و دشمن گرفتند
هرآنکس را که گفتارش دگر بید
پس از او خامنه شد جانشینش
از او، هم خرتر و هم گرگ تر بید
خمینی آیت الهی شقی بید
ولی این روضه خوان یک گله خر بید
خمینی بید یک آخوند دجال
که شیادی برایش یک هنر بید
زمان شاه، آن آخوند شیاد
به دنبال حقوق جنس نر بید
اگر از حق زن جایی سخن رفت
رگای گردنش از جا به در بید
ولی این روضه خوان خاک بر سر
که از اوضاع حاکم با خبر بید
سر منبر یه خورده شکوه میکرد
واسه ای بی که گاهی در بدر بید
ولی تا بر خر قدرت سوارید
ترکمون زد، اونم مار دوسر بید
خمینی قاتل و جلاد مردم
پس از او خامنه از او بتر بید
به ریش و ریشه این هردو پفیوز
به زودی میدهد ملت دوتا گاف
Saturday, December 5, 2009
مصاحبه احمدی نژاد با خبرگزاری فارس
چهاردهم آذرماه هشتاد و هشت
احمدی نژاد و مدیریت جهان!!
خبرگزاری فارس: احمدینژاد با اشاره به اینکه ما ۲ ماموریت مهم داریم گفت: ماموریت نخست ما ساختن ایران است و ماموریت دوم ما آمادگی برای ورود به مدیریت جهان است.
خبرنگار خبرگزاری پارس: جناب آقای دکتر استاد رئیس جمهور با تشکر از اینکه بنده را به حضور پذیرفتید.
بنده هم مثل بقیه امت شهیدپرور حزب اله و بقیه بسیجی ها، واقفم که جنابعالی در حالیکه زیر سایه ولی فقیه، پشت سر هم مشت به دهان استکبار جهانی و دشمن زبون زده اید، در ساختن ایران هم کاملا موفق بوده اید و ما الان ساخته شده ایم و شما نه تنها ما را ساخته اید بلکه ولی فقیه و برخی از آیات عظام را هم حسابی ساخته اید. اما خواهش میکنم بفرمائید که در زمینه مدیریت جهان چرا فکر می کنید که الان آمادگی اش را دارید و چه برنامه ای برای مدیریت جهان دارید؟
احمدی نژاد:
اولا که بنده را همان دکتر استاد صدا بزنید کافیه چون خوب حالا دیگه همه ی دنیا رئیس جمهور بودن ما را قبول کرده اند. خوشبختانه شما میدانید که در مورد ایران مسئله ساخت و پاخت و این حرفها نیس و فقط ساختنه که این را هم همه ی کشورهای دنیا الان قبول دارند. اما در زمینه مدیریت و رهبری جهان عرض میکنم که اولا ما در طول این چهارسال گذشته در زمینه علمی رشد ده برابر داشته ایم. مصداق این ادعا هم این است که ما تابحال فقط یک مرکز غنی سازی در نطنز داشتیم که حالا بحمداله قرار است که بزودی بشود ده سایت. این مسئله را شاید شما نتوانید خوب بفهمید و حق هم دارید. برای فهم این مسئله آدم باید حداقل متخصص ترافیک و رفت و آمد باشه. خوب این مسئله باعث ولوله ای در دنیا شده که همین دیروز چینی ها و روسها و فرانسویها به ما مراجعه کردند که به اونها رهنمود بدیم که اولا چندتا سایت باید بسازند که تا پنجاه سال همه جور برق و باطری و اجاق گاز و پلوپز اتمی داشته باشن. و خواستن که ما اون سایت ها را براشون برنامه ریزی کنیم. که البته بنده منوط کردم به نظر ولایت فقیه و بعدش هم یک همه پرسی از مردم اون کشور ها در مورد اینکه ما چه موقعی مدیریت و رهبری جهان را در دست بگیریم. ضمنا باید کمک کنن که این امریکائیها را که حالا دارن برای ظهور حضرت مهدی مشکل سازی می کنن و میخوان مانع ظهور اون حضرت بشن را یه جوری بریزیم دریا.
خبرنگار:
به به! به به! طیب الله استاد دکتر. یعنی در واقع ما راه زیادی تا احمدی نژادی کردن جهان نداریم.
احمدی نژاد:
آفرین به هوش شما. شما هم مثل اینکه از خانواده خود ما هستید. به قول شاعر شیرین سخن:
هان جهان احمدی نژادی شد
سانتریفوژ ما زیادی شد
ماه ذیحجه هم جمادی شد
خبرنگار:
احسنت. طیب اله حاج آقا استاد دکتر. به نظرم باتوجه به اینکه این شعر سه مصرعی است که این خودش یک نوآوری فلسفی تکنیکی است و ضمنا بسیار پرمعنا ست و بخصوص مصرع سومش که یک دنیا معنای فلسفی داره، حتما این شعر باید از خودتون باشه استاد. درس فهمیدم؟
احمدی نژاد:
خوب دیگه. حالا شما زیاد اصرار نکنید. یه جورایی ما اینیم دیگه. بالاخره ما یه وقتایی که فرصتی میشه و وارد افکار فلسفی میشیم یه الهاماتی به ما میشه که خوب روی کاغذ میاریمش. شما توجه دارید که امام هم همینطور بودند و البته اشعارشون بعداز فوتشون چاپ شد که ما تصمیم داریم قبل از فوتمون دیوانمون را به چند زبان بدیم برامون بنویسن. اما اجازه بدید بریم سر برنامه های ما برای اداره جهان. خوب همانطور که میدانید ما در واقع میخواهیم ابتدا اقتصاد و سیاست دنیا را درست کنیم. بنابراین اولین برنامه ما این است که یارانه ها را در همه کشورهای دنیا هدفمند کنیم. البته این اطلاعاتی که من به شما میدم محرمانه است و جایی درز نکنه که ممکنه برای ما دردسر درس کنه و دیگران در اجرای این برنامه ها از ما جلو بیفتند.
خبرنگار:
- ولی قربان در بسیاری از کشورها مثل کشورهای اروپایی، یارانه ای وجود ندارد.
احمدی نژاد:
- جدی میگی؟ خوب همین خودش یک اشکاله. این خودش نشانه این است که این کشورها در مسیر درست حرکت نمی کنند. خوب ما ابتدا برای مدت چند سال در این کشورها یارانه غیرهدفمند برقرار می کنیم و بعد یارانه هاشون را هدفمند می کنیم. خوب این مسئله را همینجا ختم می کنیم و میریم سر موضوع دیگه. جهت اطلاع بسیجیان عزیز عرض می کنم که
علمای ما اخیرا فهمیده اند و به ماهم فهمانده اند که علت اصلی تورم اقتصادی و همینطور عقب ماندگی علمی و فرهنگی غرب در این است که در دانشگاههای اونجا دختر و پسر بصورت مختلط و بدون رعایت موازین شرعی در سر کلاسهای درس حاضر می شوند. خوب ما از اولین کارهایی که در سطح اروپا و امریکا خواهیم کرد همین جدا سازی زنان و مردان در دانشگاههاست. آنوقت مردم غرب خواهند دید که چه پیشرفت عظیم علمی در مدت کوتاهی نصیب جامعه شان خواهد شد و ای بسا بتوانند به سطح علمی خود ما برسند و بتوانند مثل ما ده تا سایت غنی سازی درست کنند و با ما در زمینه برخی مسائل علمی به رقابت بپردازند.
خبرنگار:
استاد دکتر درود برشما. حزب اله واقعا به وجود شما افتخار می کنه. به قول شاعر؛ احمدی احمدی تو نورچشم مایی / وقتی که اینجا نیستی / در ونزوئلایی.
احمدی نژاد:
به به!! طیب اله. خوب بله! حزب اله و بسیج یکی از کاراش همینه که به ما افتخار کنه برادر. برای اینکه اونا می فهمن که ما با برنامه هسته ای چه خدمتی داریم به جهان می کنیم. ما خودمون هم البته وقتی مشغول افتتاح یک پروژه جدید نباشیم مشغولیت اصلی مون اینه که به وجود خودمان افتخار بکنیم. یعنی در واقع به قول شاعر که البته حالا دیگه شما شاعر را می شناسید:
ما افتتاح می کنیم
ما افتخار می کنیم
پس ما چیکار می کنیم؟
پس ما دو کار می کنیم.
یا افتتاح می کنیم. یا افتخار می کنیم
در زمینه فعالیتهای هسته ای هم برادران بسیج و بخصوص لباس شخصی ها مطلعند که ما اگر برخلاف میل و خواسته و برنامه خودمان یک وقت بمب اتمی هم بسازیم برای مقابله با لشگر اجنه است که بنا بر روایات معتبر قرار است در آخر زمان به فرمان جعفر جنی و زعفر جنی از آسمانها بر زمین حمله ببرند و مردها را از بین ببرند تا خودشان با زنها ازدواج کنن و نسل جدیدی درس کنن که سم داشته باشه ولی دم نداشته باشه و بعدش هم بر این کره زمین حکمروایی کنند. که البته جن ها هم به نوعی تمایل به دموکراسی از نوع غرب دارند که حکومت فاسدی است. البته ما به محض اینکه رهبری و مدیریت دنیا را در دست بگیریم یک نیروی بسیج چند میلیونی از بسیجی های سراسر دنیا درست می کنیم تا امام راحل به آن آرزوی دیرینه اش که داشتن بسیج بیست میلیونی بود برسد. با همین نیروی بسیج هم هست که در مقابل لشگر اجنه خواهیم ایستاد.
خبرنگار:
استاد دکتر داشتید در باره برنامه اقتصادیتون برای نجات جهان از این کفر و فساد و ورشکستگی که به غیر از کشور اسلامی ما همه جهان را در برگرفته می فرمودید.
احمدی نژاد:
ما البته بر اساس رهنمود های مقام عظمای ولایت فقیه حرکت می کنیم. البته خودمان هم ابتکاراتی داریم که انجام میدیم. اولین کاری که ما در این زمینه خواهیم کرد و الان هم دست به کار هستیم اینست که این کسانی را که این روزها به خیابانها میان و برای ما درد سر درست می کنند یه جوری مسئله شان را حل و فصل کنیم. البته عمه جانم گفته که این مسئله تظاهراتا ربط زیادی به تورم و ورشکستگی و فساد اخلاقی کشورهای غربی نداره ولی مقام عظمای ولایت میگن که داره و اینها همه عوامل دشمن زبون هستن و باید سرکوبشون کنیم وگرنه نمیتوانیم دنیا را از این فساد و مشکلات اقتصادی نجات بدیم. برنامه های دیگه ای هم داریم ولی خوب چون جزو اطلاعات سری حکومت ما محسوب میشه نمیتونم بگم. خوب دیگه وقتت تمام شده. متشکر باش و امیدوار باش که من زودتر مدیریت جهان را بر عهده بگیرم. بعدش هم جمع کن برو.
خبرنگار:
جناب آقای دکتر استاد احمدی نژاد از وقتی که به ما دادید متشکریم و امیدواریم که هرچه زودتر مدیریت جهان را برعهده بگیرید و جهان را از این مشکلات اقتصادی و فساد اخلاقی خلاص کنید.
------------------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/
Subscribe to:
Posts (Atom)