Saturday, August 7, 2010

Friday, July 30, 2010

سوالات قرمز و پاسخ سبز



29 جولای 2010

سوالات قرمز از میر حسین موسوی
و پاسخ سبز دفتر ایشان

"منافقین از کفار بدترند و این منافقین بودند که با آتش زدن خرمن های کشاورزان و شکنجه کردن خودشان باعث شدند که ما مع الاسف آب و برق و اتوبوس را نتوانیم برای همه امت اسلامی مجانی بشویم و فقط توانستیم برای بسیجی ها مجانی باشیم. لاکن ما اگر چند هزار نفر از اینها را همان ابتدای انقلاب اعدام کرده بودیم حالا اینقدر معتاد و فقیر و بیکار و بدبخت و غیره و چه و چه در کشور ما وجود نداشت." (امام خمینی)
در راستای اینکه شخص بسیار محترمی به نام سعید شریعتی که از فعالان سیاسی و اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و از حامیان آقا میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بوده و پس از اعتراضات به نتایج انتخابات بازداشت و زندانی شده، اخیرا افاضاتی در خصوص قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 فرموده، ما؛ تعدادی از ضد انقلابیون فراری به غرب که به جرم شکنجه خودمان به فرمان امام خمینی چه و چه تحت تعقیب دستگاه قضایی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستیم، سوالات زیر را داریم. البته توضیح اینکه آن جناب سعید شریعتی، آن قتل عام که آنهم به فرمان همان امام خمینی انسان دوست در سال شصت و هفت انجام شد را ضروری دانسته و از امام خمینی به خاطر دادن آن فتوای قتل عام حمایت کرده است. هرچند که آن سعید نامبرده فراموش کرده که به روان لاجوردی یعنی همان سردار بزرگ مورد احترام آقای دکتر خاتمی، درود و تهیات بفرستد. سوالات ما ضد انقلابیون خارج نشین گروهکی؛ که از همان اوائل انقلاب دست امریکای جهانخوار همه اش از آستین ما بیرون می آمد، از جناب میر حسین موسوی البته ربطی به آن آقای شریعتی محترم ندارد ولی از آنجایی که ایشان از نزدیکان سیاسی و عقیدتی و حامیان و پیروان آقای موسوی هستند و آقای موسوی هم مثل اوشان از حامیان پر و پا قرص آن امام خمینی نامبرده بوده و دوران حکومت وی را "دوران طلایی امام" می نامند و راجع به آن قتل عام هم هنوز نظر نداده اند، یک جوری مجبور شدیم مقدمه سوالات خود را با مطرح کردن نظرات آن شریعتی نامبرده شروع کنیم. علی ایحالا ضروری است بدینوسیله از اینکه جناب آقای موسوی اخیرا نسبت به مسائل دوران هشت ساله دفاع مقدس (که رابطه زیادی با آن هشت سال جنگ خانمانسوز که به قصد فتح قدس از طریق کربلا ادامه یافت ندارد) دست به افشاگریهای بسیار مهم زده و از جمله فرموده اند که اگر بعضی ها ساکت نشوند ایشان افشاگری خواهند کرد متشکریم.
و اینک سوالات ما:

محضر حضرت آقای میر حسین موسوی دامت حرکاته
ضمن سلام و عرض تحیات، اینجانبان تعدادی از ضد انقلابیون گروهکی خرمن آتش زن خود شکنجه کن عامل امریکا که در ابتدای انقلاب با شکنجه کردن خودمان باعث شدیم که مجبور به خروج از ایران بشویم سوالات زیر را داریم:
الف- آیا کارگذاشتن بمبی که در حرم حضرت امام رضا در مشهد منفجر شد و منجر به کشته و مجروح شدن تعدادی از زائران بیگناه شد و همچنین کشتار کشیشان مسیحی بیگناه (که البته هنوز معلوم نشده که کاملا بیگناه بوده اند و در این مورد باید آقای سعید شریعتی نامبرده نظر خودشان را جهت روشن شدن اذهان زودتر بیان کنند) را همانطور که حضرت آیت اله خامنه ای ولی فقیه مسلمین جهان بلافاصله فرمودند؛ کار عوامل منافقین میدانید و یا اینکه جنابعالی هم تحت تاثیر القائات ضد انقلاب و نفوذیهای اسرائیل در وزارت اطلاعات، فکر می کنید کار خود وزارت اطلاعاتی ها و از جمله بسیجی مظلوم سعید امامی بوده است؟

ب- آیا کشتن دگر اندیشان را طی سلسله عملیات معروف به قتلهای زنجیره ای، مطابق نظرات ولی فقیه مسلمین جهان، کار عوامل اسرائیل در وزارت اطلاعات و شاید هم منافقین نفوذی میدانید و یا باز هم براساس القائات ضد انقلاب فراری و نفوذی، این جنایات را منتصب به دوست نزدیک و مرید و پیرو ولی فقیه، یعنی همان سعید امامی مظلوم میدانید؟

والسلام و علیکم و علی نزدیکانکم و علی دفاترکم اجمعین

و اما پاسخ دفتر حضرت آقای میرحسین موسوی به شرح زیر دریافت شد:

"ما برای خربزه انقلاب نکردیم. لاکن همانطور که در پاریس گفتم * جامعهء آيندهء ما جامعهء آزادی خواهد بود. همهء نهادهای فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت.*. ما نیامده ایم که فقط آب و برق و اتوبوس را مجانی کنیم. لاکن ما تا یک خانه هم در تهران سرپا باشد جنگ را ادامه میدهیم" (امام خمینی)
بسم اله القاسم الجبارین و با درود فراوان به روان خلخالی بزرگ و اسداله لاجوردی خدمتگزار و افتخار آقای خاتمی و ولایت فقیه.
آقایان ضد انقلاب گروهکی فراری و منافقین محارب از خدا بی خبر. حضرت آقای موسوی فرمودند که:
ما همه تابع ولی فقیه و قانون اساسی هستیم. ایشان در راس امور هستند. ما مبارزات خودمان را با الهام از روشی که حضرت امام در پاریس داشتند ادامه خواهیم داد. دادن وعده و وعید الکی و به قول حضرت امام "خدعه کردن" هیچ مباینتی با دین مبین ندارد. در مورد دفاع مقدس هم اگر لازم باشد بیش از اینها افشاگری خواهد شد. به مردم خواهم گفت که چه کسانی باعث شدند که امام راحل جام زهر را بخورد و قطعنامه آتش بس را بپیذیرد. خواهم گفت که اگر این قطعنامه به ما تحمیل نشده بود سپاه اسلام تا کنون عراق و کویت و عربستان و کلیه کشورهای مسلمان نشین منطقه را گرفته بود و ما حالا صاحب نصف نفت دنیا بودیم و آنقدر پول و درآمد داشتیم که بتوانیم بدون تحمل مشکلات تحریم اقتصادی، حداقل پنجاه تا بمب اتم توی انبارمان داشته باشیم. با این درآمد هنگفت توانسته بودیم به آرزوی امام راحل که مجانی کردن آب و برق و اتوبوس برای همه امت اسلامی و رهبری کل جهان اسلام بود جامه عمل بپوشانیم.
الاحقر المیر حسین الموسوی.
--------------------------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/




Thursday, January 14, 2010

پایان نامه سیدعلی خامنه ای- شماره دوم




حسین پویا
چهاردهم ژانویه 2010

پایان نامه سیدعلی خامنه ای . شماره 2

در شماره پیشین چنین آمد که؛ ساعتی از ضجه های کمک خواهی آن سیدعلی گدای خامنه ای دیوانه قدرت و خائن به ملت نگذشته بود که مجمع دایناسورهای مفتخور و روضه خوانهای جلمبر به همراه جلادان و قاتلان مردم در بسیج و سپاه، در بیت العنکبوت آن روضه خوان سابق تشکیل و با آن عمامه به سر ماردوش و جنایتکار عبا پوش به رایزنی مشغول شدند.

بر اصحاب عشق و معرفت پوشیده نیست و بر یاران دشمن کوب اینترنت و یو تیوب هم پوشیده مباد که چون هریک از یاران و اذناب آن گدای بی شعور، و آن سرمست غرور، از راه دور به بیت العنکبوب بی عبور رسیدند، با نصیحت رئیس دفتر آن نابکار مواجهت یافتند که می فرمود: ایهاالاصحاب چون در محضر "آقا" وارد شوید اول پای چپ برزمین نهید و آنگاه بر پای آن "نایب امام" بوسه زنید. زنهار که شعر نخوانید و شعار ندهید که آن بزرگوار را از خروش دشمن زبون سخت هراس بر دل افتاده و وی را دل پیچه ای مشکل افتاده، چنانکه گفته اند؛

از خروش مردم اندر کوچه ها
خورده گویی سیدعلی آلوچه ها

گشته بدجوری اسیر پیچ دل
کرده ما را پیش دشمن بس خجل

سیلی مردم چنان گیجش نمود
کز سرش عمامه اش افتاده بود

رنگ رویش مثل گچ گشته سپید
کرده از ما یکسره قطع امید

الغرض چون آن جماعت دین فروش و دایناسورهای حلقه بگوش در محضر آن سیدعلی روضه خوان قصر آشیان گرد آمدند، رسم پایبوسی رهبر مستضعفین کرات کهکشان راه شیری را حسب الامر رئیس دفتر بجای آوردند. و اما آن دراز مرد صاحب درد، لحظاتی جماعت حاضرین را ورانداز فرموده و چون در میان آنها اثری از تواب ساز حقه باز لنگ دراز پشت هم انداز، حسین شریعتمداری و آن قاضی بدنام لقمه حرام بدسرانجام واجبی به کام، سعید مرتضوی، ندید، حضار را مورد خطاب قرار داده پرسید:

که دیده حسین شریعتمدار
همان یار چاقو کش نابکار

نیامد چرا او به پابوس ما
نمی بینم او را میان شما

من او را بسی دوست دارم یره
اگر چه که او گاهگاهی خره

مرا کرده خدمت بسی آن جوان
مرید ار خره، قدر او را بدان

ز قاضی سعید آن عزیز جوان
نمی بینم اینجا خبر کوش هان!!

نمی بینم آن قاضی خسته را
همان حاج سعید زبان بسته را

همان کو مرا بال پرواز بود
به بزم اوین یار دمساز بود

همان کو به زندان شیک اوین
سر "کاظمی" را زده بر زمین

همون کو برای دل زار ما
ببسته در هرچه نشریه را

حکایت کرده اند که آن جماعت روحانی و مفتخوران پنهانی، چون شنیدند این سخنان از دهان آن رهبر ربانی و آن فقیه نورانی، جملگی رو به سوی شیخ الشیوخ دربار، وزیر اطلاعات جنایتکار کج رفتار کرده و با زبان بی زبانی از او جویای احوال شدند. آن وزیر نابکار چون آن نگاه های پرس و جو گر را دید خود را به نزدیک فقیه اعظم، خامنه ای شلغم رسانده و در گوش وی پچ پچی سوت گونه و از "مخرج صاد" کرد و آن فقیه قصر آشیان باشنیدن آن اصوات، سری تکان داده، آه ولرمی از جگر برکشیده و فرمود انا لله و انا الیه راجعون. آن حضار با شنیدن این کلام الهی از زبان آن رهبر عالیجاه ماردوش عبا پوش اینگونه فهمیدند که دوران آن حاج سعید مرتضوی هم مانند آن یکی حاج سعید امامی زنجیره ساز به سر آمده و جنت مکان شده، که صد همچون آن دو سعید فدای یک موی رهبر عالیقدر کسرالله گردنه باد و آن حسین شریعتمدار دراز تواب ساز شلاق زن، به صوابدید آن رهبر گران سنگ و به فتوای شیوخ پا در رکاب معظم له، آن سعید قاضی را برای انجام مراسم عبادی - سیاسی صرف داروی نظافت به گرمابه برده است. چنانچه شاعر گمنام فرموده است:

بترسید یاران ز بخت سیاه
که گردد ز بخت سیه کوه کاه

چو برگشت بخت از کس ای نیک فن
مر او راست پالوده دندان شکن

و شاعر گران سنگ دیگری فرموده است:

ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار
تا باز که باشد که کشد آنکه تو را کشت

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

و این بنده حقیر سراپا تقصیر، به آن نابخردان نامرد بی وطن خطاب می کنم:

که ای بدسگالان هیتلر سرشت
شما را چنین است پس سرنوشت

فدای سر سیدعلی می شوید
و جانباز صد در صدی می شوید

به حمام کین می کشانندتان
بسی واجبی می خورانندتان

که تا وقت هست، ای همه خل مشنگ
ببندید بار و کنید جیم فنگ

بر ارباب معرفت و یاران دلیر با همت پوشیده مباد که آن بادمجان دور قاب چینان میمون صفت و آن دایناسورهای بی معرفت از شنیدن خبر بلایی که عاقبت بر سر این سعید دوم آمد ته دلشان خالی شد. چرا که از روابط نزدیک آن سعید اول با رهبر مستضعفین کرات و سماوات با خبر بودند و دانسته بودند که چون موضوع حفظ قدرت در میان باشد آن فقیه عالی جاه از به مسلخ فرستادن چونان سعید امامی خرمریدی نیز نخواهد گذشت. پس پائین رتبه ها و پاسدار شکنجه گرها در دل بخود گفتند که باید بسیار مواظب بود که سرنوشت آن دو سعید ممکن است در انتظار آنان نیز باشد. اما آن فقیه بی صفت الکی خوش و آن رهبر بی معرفت مرید کش، از آنچه در دلهای اصحاب حاضر در مجلس گذشت خبردار شد و بر سبیل دلداری و در راستای ازاله ترس از دلهای آن نابخردان جنایت پیشه امر فرمود که پیش از آنکه به رایزنی مشغول شوند سفره بیندازند و از اطعمه و اشربه بر آنان بخورانید و به برخی از آنان وعده کارخانه و معدن و رانت های جدید داد و آنان را برای رایزنی و چاره جویی و قتل و غارت بیشتر آماده فرمود. چنانکه شاعر فرموده:

آن رهبران که جنایت همی کنند
با خر مرید عنایت همی کنند

گر می کشند گاهی از اوقات یک مرید
دلجویی از بقیه رعایت همی کنند

هی دم ز بیگناهی خود می زنند هی
یاران به قتل خلق هدایت همی کنند

باز است دست مریدان به روی خلق
بیهوده خلق شکایت همی کنند

روزی که با قیام قیامت کنند خلق
آنان ز توبه حکایت همی کنند

آنگه هزار مرید به زندان کنند و خود
رسم فرار شیک رعایت همی کنند

ادامه دارد
--------

وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/





Tuesday, January 5, 2010

پایان نامه سیدعلی خامنه ای- شماره یک


حسین پویا
پنجم ژانویه 2010

پایان نامه سیدعلی خامنه ای
شماره 1

و اما راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار، چنین حکایت کرده اند که چون مردم ایران زمین از ظلم و جور ضحاک زمان، شیخ سلطان علی گدای منقل نشان قصر آشیان به جان آمدند، سر به شورش برداشتند و از زن و مرد و پیر و جوان به خیابانهای شهرهای ایران سرازیر شدند و فریاد مرگ بر دیکتاتور سردادند. چنانچه شاعر فرموده:

ستمکار را عاقبت بد بود
جزایش عذاب موید بود

ببین کار او عاقبت چون شدی
قرین مکافات گردون شدی

ستم عمر کوته کند بی گمان
ستمکار رسوا بود در جهان

بر ارباب جراید و اصحاب اینترنت پوشیده نماند که آن شیخ نابخرد نابکار و آن قاتل مردان و زنان نامدار، چون فریاد کوه مردان و شیرزنان ایرانی را از خیابانهای تهران شنید، رنگ از رویش پریده، آه از نهادش برآمده، هفت ستون بدنش به لرزه درآمده و عرق سرد تمام هیکل دیرک نشانش را فراگرفت.

چو بشنید آن نعره ها سیدعلی
بلرزید در زیر او صندلی

یکی جیغ زد چون شغال اسیر
که گشته گرفتار چنگال شیر

بلرزید چون بید و رنگش پرید
یکی آه سردی ز دل برکشید

القصه، آن نابکار بدکردار، آن روباه پیر مکار، آن چون حیوان رفتار و آن سرسلسله دایناسورهای الاغ سوار، آن بو نبرده از شرف، آن گذشته زجان در ره علف، آن خل مشنگ هفت رنگ، بانگ برآورد که ای مفتخوران بی همه چیز و ای فقیهان بی تمیز. ای خورندگان رانت لاستیک و شکر و برنج و چای و ای بالا کشندگان معادن و کارخانجات و وامهای میلیاردی به دادم برسید که هرچه ساخته ایم از دست میرود.

گفت ای اطرافیان مفتخور
جیبتان از مال مردم گشته پر

یزدی و مصباح خنگ و جنتی
ای طرفداران دین دولتی

خطبه خوانان نماز جمبه ها
سالها پروار کرده دمبه ها

ای نماز جمعه تان ابزار جنگ
خطبه هاتان جملگی چرت و جفنگ

ای سپاه و ای بسیج در بدر
ای از احوالات مردم بی خبر

ملت ایران به میدان آمده
عمر ما شاید به پایان آمده

از خیابان می رسد بانگ خروش
بانگ مرگ بنده می آید به گوش

مر مرا اینک کمک باید به جنگ
تا بکوبم جنبش مردم به سنگ

و اما چون آن حواریون بی مقدار و کفتاران مردار خوار، گفتار خفت بار آن دیلاق العلما و آن ضحاک ماردوش خاک بر گوش را شنیدند، از جای خود پریدند و عبای شتری بر سر کشیدند و سوار بر مرسدس های ضدگلوله به همراه محافظ و گماشته از هرسو به جانب خانه رهبر مستضعفین شرق و غرب روان شدند.

چو بشنید این سخن مصباح احمق
بگفت افتاد کار ما ز رونق

همانا سیدعلی ما را امام است
اگر او رفت کار ما تمام است
بباید کشت مردم را سراسر
که تا باقی بماند تخت رهبر

سوار مرسدس بنز گران شد
به سوی خانه رهبر روان شد

از اینسو جنتی آن خنگ بدبخت
بزد فریادی و افتاد از تخت

موبایل خویش را بگرفت در دست
بگفت ای احمدی ای مردک پست

تو ما را جمله در چاله فکندی
بسه دیگه دروغ و خالی بندی

اگر یابم خلاصی زین مشاکل
فرویت می کنم با کله در گل

وز آنسو خاتمی آن شیخ مزدور
همان گردن کلفت خنگ مهجور

همانکه ظهر جمعه خطبه میگه
همانکه اشکمش مانند دیگه

به هم زد ناگهان برنامه اش را
به سرعت سر نهاد عمامه اش را

محافظ ، شوفرم را با خبر کن
هوای لندنو از سر به در کن

من و تو در همینجا ماندگاریم
بجز این چاره دیگر نداریم

محافظ ، سیدعلی در اضطرابه
گمانم بازهم اوضاع خرابه

زیک سوی دگر هم پاسداران
همان آدمکشان و رانت خواران

به سوی خانه رهبر روانه
دوتا دوتا و برخی دانه دانه

الغرض، ساعتی از ضجه های کمک خواهی آن سیدعلی گدای نامبرده نگذشته بود که مجمع دایناسورهای مفتخور به همراه جلادان و قاتلان مردم در بسیج و سپاه، در بیت العنکبوت آن روضه خوان سابق تشکیل و با آن عمامه به سر ماردوش و جنایتکار عبا پوش به رایزنی مشغول شدند.

ادامه دارد.
---------------
وبلاگ نوشته های حسین پویا
http://hosseinpooya.blogspot.com/


































Monday, December 14, 2009

معرفی مختصر خمینی و خامنه ای


حسین پویا
بیستم آذرماه هشتاد و هشت (12 دسامبر 2009 )

ملت و دانشجویان غیور ایران ابتدا شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" سر دادند و بعدش هم عکس خمینی دجال را آتش زدند و پاره کردند. حتی اگر این عکس پاره کردن به قول برخی ها سناریویی از پیش تهیه شده توسط وزارت کشتار و شکنجه آخوندها باشد، آن شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" از دهان دانشجویان و مردم ایران بیرون آمد و معنای آن هم این است که ملت ایران به خوبی دریافته اند که عامل اصلی همه بدبختی هایی که دامنگیر کشور ما شده همین ولایت فقیه و همان خمینی دروغگو و دجال هستند و خامنه ای هم ادامه دهنده راه خمینی است.


معرفی نامه مختصر خمینی و خامنه ای
به مناسبت پاره شدن عکس خمینی و خامنه ای


خمینی واقعا ضد بشر بید
از آن آخوندهای کله خر بید

مخالف بید با علم و تمدن
به این خر بودن خود مفتخر بید

به واقع کله ی گندیده ای داشت
از این بوگند حتما باخبر بید

پر از خون بید افکار خمینی
و تفریحش قصاص با تبر بید

خمینی دائما نیرنگ می کرد
دروغ و خدعه اش از حد به در بید

نبی در اشکمش یک روده راست
تماما روده هاش مثل فنر بید

اگرچه لاجوردی بید جلاد
خمینی خود از او جلادتر بید

برای خامنه، الدنگ قاتل
خمینی راهبر بید و پدر بید

از او آموخت این الدنگ کشتن
وگرنه خود گدایی در به در بید

خمینی داد آن دستور سرکوب
خمینی گفت "خندیدن خطر بید"

"خفه باید بشه صوت مخالف"
گدا هم با خمینی هم نظر بید

"قلم را بشکنید ای پاسداران
قلم خود باعث طغیان و شر بید

قلمزن هم مجازاتش شدید است
به چشم ما قلم چون نیشتر بید"

به اسم کافر و دشمن گرفتند
هرآنکس را که گفتارش دگر بید

پس از او خامنه شد جانشینش
از او، هم خرتر و هم گرگ تر بید

خمینی آیت الهی شقی بید
ولی این روضه خوان یک گله خر بید

خمینی بید یک آخوند دجال
که شیادی برایش یک هنر بید

زمان شاه، آن آخوند شیاد
به دنبال حقوق جنس نر بید

اگر از حق زن جایی سخن رفت
رگای گردنش از جا به در بید

ولی این روضه خوان خاک بر سر
که از اوضاع حاکم با خبر بید

سر منبر یه خورده شکوه میکرد
واسه ای بی که گاهی در بدر بید

ولی تا بر خر قدرت سوارید
ترکمون زد، اونم مار دوسر بید

خمینی قاتل و جلاد مردم
پس از او خامنه از او بتر بید

به ریش و ریشه این هردو پفیوز
به زودی میدهد ملت دوتا گاف




Saturday, December 5, 2009

مصاحبه احمدی نژاد با خبرگزاری فارس



چهاردهم آذرماه هشتاد و هشت

احمدی نژاد و مدیریت جهان!!

خبرگزاری فارس: احمدی‌نژاد با اشاره به اینکه ما ۲ ماموریت مهم داریم گفت: ماموریت نخست ما ساختن ایران است و ماموریت دوم ما آمادگی برای ورود به مدیریت جهان است.

خبرنگار خبرگزاری پارس: جناب آقای دکتر استاد رئیس جمهور با تشکر از اینکه بنده را به حضور پذیرفتید.
بنده هم مثل بقیه امت شهیدپرور حزب اله و بقیه بسیجی ها، واقفم که جنابعالی در حالیکه زیر سایه ولی فقیه، پشت سر هم مشت به دهان استکبار جهانی و دشمن زبون زده اید، در ساختن ایران هم کاملا موفق بوده اید و ما الان ساخته شده ایم و شما نه تنها ما را ساخته اید بلکه ولی فقیه و برخی از آیات عظام را هم حسابی ساخته اید. اما خواهش میکنم بفرمائید که در زمینه مدیریت جهان چرا فکر می کنید که الان آمادگی اش را دارید و چه برنامه ای برای مدیریت جهان دارید؟

احمدی نژاد:
اولا که بنده را همان دکتر استاد صدا بزنید کافیه چون خوب حالا دیگه همه ی دنیا رئیس جمهور بودن ما را قبول کرده اند. خوشبختانه شما میدانید که در مورد ایران مسئله ساخت و پاخت و این حرفها نیس و فقط ساختنه که این را هم همه ی کشورهای دنیا الان قبول دارند. اما در زمینه مدیریت و رهبری جهان عرض میکنم که اولا ما در طول این چهارسال گذشته در زمینه علمی رشد ده برابر داشته ایم. مصداق این ادعا هم این است که ما تابحال فقط یک مرکز غنی سازی در نطنز داشتیم که حالا بحمداله قرار است که بزودی بشود ده سایت. این مسئله را شاید شما نتوانید خوب بفهمید و حق هم دارید. برای فهم این مسئله آدم باید حداقل متخصص ترافیک و رفت و آمد باشه. خوب این مسئله باعث ولوله ای در دنیا شده که همین دیروز چینی ها و روسها و فرانسویها به ما مراجعه کردند که به اونها رهنمود بدیم که اولا چندتا سایت باید بسازند که تا پنجاه سال همه جور برق و باطری و اجاق گاز و پلوپز اتمی داشته باشن. و خواستن که ما اون سایت ها را براشون برنامه ریزی کنیم. که البته بنده منوط کردم به نظر ولایت فقیه و بعدش هم یک همه پرسی از مردم اون کشور ها در مورد اینکه ما چه موقعی مدیریت و رهبری جهان را در دست بگیریم. ضمنا باید کمک کنن که این امریکائیها را که حالا دارن برای ظهور حضرت مهدی مشکل سازی می کنن و میخوان مانع ظهور اون حضرت بشن را یه جوری بریزیم دریا.

خبرنگار:
به به! به به! طیب الله استاد دکتر. یعنی در واقع ما راه زیادی تا احمدی نژادی کردن جهان نداریم.

احمدی نژاد:
آفرین به هوش شما. شما هم مثل اینکه از خانواده خود ما هستید. به قول شاعر شیرین سخن:
هان جهان احمدی نژادی شد
سانتریفوژ ما زیادی شد
ماه ذیحجه هم جمادی شد

خبرنگار:
احسنت. طیب اله حاج آقا استاد دکتر. به نظرم باتوجه به اینکه این شعر سه مصرعی است که این خودش یک نوآوری فلسفی تکنیکی است و ضمنا بسیار پرمعنا ست و بخصوص مصرع سومش که یک دنیا معنای فلسفی داره، حتما این شعر باید از خودتون باشه استاد. درس فهمیدم؟

احمدی نژاد:
خوب دیگه. حالا شما زیاد اصرار نکنید. یه جورایی ما اینیم دیگه. بالاخره ما یه وقتایی که فرصتی میشه و وارد افکار فلسفی میشیم یه الهاماتی به ما میشه که خوب روی کاغذ میاریمش. شما توجه دارید که امام هم همینطور بودند و البته اشعارشون بعداز فوتشون چاپ شد که ما تصمیم داریم قبل از فوتمون دیوانمون را به چند زبان بدیم برامون بنویسن. اما اجازه بدید بریم سر برنامه های ما برای اداره جهان. خوب همانطور که میدانید ما در واقع میخواهیم ابتدا اقتصاد و سیاست دنیا را درست کنیم. بنابراین اولین برنامه ما این است که یارانه ها را در همه کشورهای دنیا هدفمند کنیم. البته این اطلاعاتی که من به شما میدم محرمانه است و جایی درز نکنه که ممکنه برای ما دردسر درس کنه و دیگران در اجرای این برنامه ها از ما جلو بیفتند.

خبرنگار:
- ولی قربان در بسیاری از کشورها مثل کشورهای اروپایی، یارانه ای وجود ندارد.

احمدی نژاد:
- جدی میگی؟ خوب همین خودش یک اشکاله. این خودش نشانه این است که این کشورها در مسیر درست حرکت نمی کنند. خوب ما ابتدا برای مدت چند سال در این کشورها یارانه غیرهدفمند برقرار می کنیم و بعد یارانه هاشون را هدفمند می کنیم. خوب این مسئله را همینجا ختم می کنیم و میریم سر موضوع دیگه. جهت اطلاع بسیجیان عزیز عرض می کنم که
علمای ما اخیرا فهمیده اند و به ماهم فهمانده اند که علت اصلی تورم اقتصادی و همینطور عقب ماندگی علمی و فرهنگی غرب در این است که در دانشگاههای اونجا دختر و پسر بصورت مختلط و بدون رعایت موازین شرعی در سر کلاسهای درس حاضر می شوند. خوب ما از اولین کارهایی که در سطح اروپا و امریکا خواهیم کرد همین جدا سازی زنان و مردان در دانشگاههاست. آنوقت مردم غرب خواهند دید که چه پیشرفت عظیم علمی در مدت کوتاهی نصیب جامعه شان خواهد شد و ای بسا بتوانند به سطح علمی خود ما برسند و بتوانند مثل ما ده تا سایت غنی سازی درست کنند و با ما در زمینه برخی مسائل علمی به رقابت بپردازند.

خبرنگار:
استاد دکتر درود برشما. حزب اله واقعا به وجود شما افتخار می کنه. به قول شاعر؛ احمدی احمدی تو نورچشم مایی / وقتی که اینجا نیستی / در ونزوئلایی.

احمدی نژاد:
به به!! طیب اله. خوب بله! حزب اله و بسیج یکی از کاراش همینه که به ما افتخار کنه برادر. برای اینکه اونا می فهمن که ما با برنامه هسته ای چه خدمتی داریم به جهان می کنیم. ما خودمون هم البته وقتی مشغول افتتاح یک پروژه جدید نباشیم مشغولیت اصلی مون اینه که به وجود خودمان افتخار بکنیم. یعنی در واقع به قول شاعر که البته حالا دیگه شما شاعر را می شناسید:
ما افتتاح می کنیم
ما افتخار می کنیم
پس ما چیکار می کنیم؟
پس ما دو کار می کنیم.
یا افتتاح می کنیم. یا افتخار می کنیم

در زمینه فعالیتهای هسته ای هم برادران بسیج و بخصوص لباس شخصی ها مطلعند که ما اگر برخلاف میل و خواسته و برنامه خودمان یک وقت بمب اتمی هم بسازیم برای مقابله با لشگر اجنه است که بنا بر روایات معتبر قرار است در آخر زمان به فرمان جعفر جنی و زعفر جنی از آسمانها بر زمین حمله ببرند و مردها را از بین ببرند تا خودشان با زنها ازدواج کنن و نسل جدیدی درس کنن که سم داشته باشه ولی دم نداشته باشه و بعدش هم بر این کره زمین حکمروایی کنند. که البته جن ها هم به نوعی تمایل به دموکراسی از نوع غرب دارند که حکومت فاسدی است. البته ما به محض اینکه رهبری و مدیریت دنیا را در دست بگیریم یک نیروی بسیج چند میلیونی از بسیجی های سراسر دنیا درست می کنیم تا امام راحل به آن آرزوی دیرینه اش که داشتن بسیج بیست میلیونی بود برسد. با همین نیروی بسیج هم هست که در مقابل لشگر اجنه خواهیم ایستاد.

خبرنگار:
استاد دکتر داشتید در باره برنامه اقتصادیتون برای نجات جهان از این کفر و فساد و ورشکستگی که به غیر از کشور اسلامی ما همه جهان را در برگرفته می فرمودید.

احمدی نژاد:
ما البته بر اساس رهنمود های مقام عظمای ولایت فقیه حرکت می کنیم. البته خودمان هم ابتکاراتی داریم که انجام میدیم. اولین کاری که ما در این زمینه خواهیم کرد و الان هم دست به کار هستیم اینست که این کسانی را که این روزها به خیابانها میان و برای ما درد سر درست می کنند یه جوری مسئله شان را حل و فصل کنیم. البته عمه جانم گفته که این مسئله تظاهراتا ربط زیادی به تورم و ورشکستگی و فساد اخلاقی کشورهای غربی نداره ولی مقام عظمای ولایت میگن که داره و اینها همه عوامل دشمن زبون هستن و باید سرکوبشون کنیم وگرنه نمیتوانیم دنیا را از این فساد و مشکلات اقتصادی نجات بدیم. برنامه های دیگه ای هم داریم ولی خوب چون جزو اطلاعات سری حکومت ما محسوب میشه نمیتونم بگم. خوب دیگه وقتت تمام شده. متشکر باش و امیدوار باش که من زودتر مدیریت جهان را بر عهده بگیرم. بعدش هم جمع کن برو.

خبرنگار:
جناب آقای دکتر استاد احمدی نژاد از وقتی که به ما دادید متشکریم و امیدواریم که هرچه زودتر مدیریت جهان را برعهده بگیرید و جهان را از این مشکلات اقتصادی و فساد اخلاقی خلاص کنید.

------------------

وبلاگ نوشته های حسین پویا

http://hosseinpooya.blogspot.com/

Monday, November 23, 2009

بررسی مشکل فساد و عوامل آن در ایران


23 نوامبر 2009

بررسی مسئله فساد و عوامل آن در ایران
در خبرها آمده بود که «سازمان شفافیت بین‌المللی» گزارش سالانه‌ی خود را منتشر ساخته است و این گزارش کشورهای جهان را بر پایه‌ی فساد در بخش‌های دولتی رده‌‌بندی می‌کند. ایران در میان ۱۸۰ کشور جهان، در رده‌ ۱۶۸ قرار دارد. سازمان شفافیت بین‌المللی (Transparency International) گزارش خود را برپایه‌ی ارزیابی از فساد دولتی تنظیم می‌کند. ملاکهای سنجش این فساد، اختلاس، رشوه‌گیری، خرید و فروش پست‌های دولتی، رشوه‌پذیری دستگاه قضایی، فساد مالی در میان سیاستمداران و مقام‌های دولتی، عدم مقابله کافی یا ناکارایی در پیکار علیه مواد مخدر و غیره است. بر اساس گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی، سومالی فاسدترین کشور جهان است و در قعر جدول جای دارد. جمهوری اسلامی ایران با کسب فقط ۸/ ۱ امتیاز مکان ۱۶۸ ‌جدول را به خود اختصاص داده و با فاسدترین کشورهای جهان فاصله‌ی اندکی دارد. تازه ایران همین جایگاه را نیز با کشورهایی چون بروندی، گینه، هائیتی و ترکمنستان شریک است. بر این پایه می‌توان گفت که تنها هفت کشور در جهان از دیدگاه فساد در دستگاه‌های دولتی، در وضع وخیم‌تری نسبت به جمهوری اسلامی ایران قرار دارند
با خودم گفتم که حالاست که بعضی از این تحلیل گرها که احتمالا غرض و مرضی هم دارند و جزو اذناب دشمن زبون هم هستند ومیخواهند هر چیزی را توی سر سیدعلی گدای مظلوم و یا دکتر احمدی نژاد محروم بزنند با خواندن این خبر، بدون در نظر گرفتن حقایق و واقعیت های ملموس در کشور ایران و بدون دیدن تلاشی که توسط مسئولان نظام بخصوص شخص ولی فقیه برای حل مشکل فساد در کشور به عمل می آید، بلافاصله بادی به غبغب انداخته و قیافه فیلسوفانه ای به خود گرفته و عوض اینکه توی دهان دشمن زبون بزنند؛ می فرمایند: بع......له آقا!! از قدیم گفتن که:
ماهی از سر گنده گردد نی زدم
فتنه از عمامه خیزد نی زخم

اما بنده عرض می کنم که آدم خوب است که حتی در مورد دشمنش هم انصاف داشته باشد. اولا کسانی که آن گزارش را داده اند هرگز توجه نکرده اند که در ایران قوانین و مقررات و دستورات "اسلام" است که حاکم است. بسیاری از مقامات براساس همین دستورات است که عمل می کنند و کارشان صد در صد "شرعی" است. این دستورالعمل ها را میتوان در رساله عملیه مرحوم امام خمینی (می بخشید که بنده از این دجال جلاد ضد ایرانی عامل همه ی بدبختی هایی که ملت ایران دچارش هستند با احترام نام می برم. داستان این است که بنده تازگی ها مودب و دموکرات شده ام و تصمیم دارم از این به بعد از همه جلادان عالم مودبانه اسم ببرم. به هیتلر خواهم گفت مرحوم آقای هیتلر و به چنگیز خان مغول هم خواهم گفت مرحوم آقای چنگیز خان. البته ممکن هم هست که بخواهم به همین زودیها یک سری هم به ایران عزیز که خیلی دلم برایش تنگ شده بزنم.) یکجا ملاحظه نمود. شهرام جزایری از درآمدی که داشته به همه ی این آقایان سهم امام و خمس و ذکات و صدقه داده. این هیچ ربطی به رشوه و فساد ندارد. البته به حمداله حکومت از داستان شهرام جزایری مظلوم و ظلمی که به او شد عبرت گرفت و حاصلش این که سردار محصولی که در این سالها از راه حلال میلیاردر شده حالا بجای اینکه در اوین استراحت کند، دارد به عنوان یک وزیر میلیاردر به کشور خدمت می کند. البته برخی از دشمنان از این موضوع سوء استفاده کرده و مطرح می کنند که مشکل در افراد نیست و اگر ده بار دیگر با همین قانون اساسی موجود از اول شروع کنند بعد از بیست سی سال به همینجایی می رسند که حالا رسیده اند. خوب البته اینها قصدشان این است که زیرآب مرحوم آقای خمینی دجال و اصلاح طلبان و طرفداران قانون اساسی ولایت فقیه را بزنند و ما نباید به دامشان بیفتیم.

و اما گیریم که این گزارش کمی هم درست باشد (که نیست و حتما باز هم دست استکبار است که از آستین دشمن زبون درآمده) باید به این سوال پاسخ داد که چرا دستگاه دولتی درکشور ایران به این درجه از فساد رسیده است؟ مقام عظمای رهبری همواره در این مورد فرموده است که کار کار دشمن زبون و دست استکبار جهانی است که از آستین صهیونیزم بین الملل بیرون آمده است. دشمن زبون و صهیونیستها از یک طرف مقامات را اغوا می کند که رشوه بگیرند و بقول امام خمینی دجال چه و چه بکنند و از طرف دیگر سر آدمهای سالم و صلاحیت دار را زیر آب میکند. تصورش را بکنید؛ کشور را لاجوردی داشت به یک جایی میرساند اما نگذاشتند. اولش که یک عده ای نفوذی دشمن زبون سعایتش را کردند و از کار برکنار شد و بعدش هم که مجاهدین امانش ندادند که شاید در پست وزارت و یا در مسند قضاوت کمک کار "آقا" بشود و نگذارد کار به اینجا بکشد. خاتمی هم که وقتی از زحمات او قدر دانی کرد که دیگر دیر شده بود و او در این دنیا نبود. اگر چه که قاضی مرتضوی و حسین شریعتمداری سعی کردند جای او را پر کنند اما به قول شاعر "میان ماه من تا ماه گردون / هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا".

البته عامل بدشانسی را هم که اغلب به کمک دشمن زبون می آید نباید از نظر دور داشت. خوب سربازان گمنام امام خمینی دجال به فرماندهی سعید امامی مظلوم ریشه فساد و مشکلات کشور را شناسایی کرده بودند و با توجه به رهنمودهای رهبر عظیم الشان و فتوای علمای بزرگواری مثل مصباح یزدی و جنتی و دیگران، تعدادی از آن عوامل را لت و پار کردند. برنامه هم داشتند که بقیه عوامل فساد را هم در زمانی که همگی در اتوبوسی عازم یکی از کشورهای شمال ایران بودند در بین راه نابود کنند که باز هم بدشانسی آوردند و اتوبوس به دره نیفتاد. و بعدش هم که عده ای نمک نشناس قضایا را لو دادند. نفوذی های دشمن زبون هم برای خواباندن سر و صدا ها سعید امامی مظلوم را با واجبی خالص سربه نیست کردند. خوب وقتی با کسانی نظیر سعید امامی اینطور برخورد میشود و اینطور آنها را قربانی می کنند چطور میشود انتظار داشت که مملکت دچار این مشکلات نشود. با اینحال رهبر عظیم الشان کوتاه نیامده و دستور فرموده اند که سر هر کوچه و گذری چوبه دار و جرثقیل اعدام برپا شود. تا آیندگان نگویند که ایشان در مقابله با فساد و مشکلات از چیزی فروگذار کرده.
به گزارش خبرگزاری فارس در 27 آبان هشتادو هشت، صادقي, دادستان جنايتكار اهواز, به اعدام 30تن از زندانيان طي هشت ماه گذشته اعتراف كرده است. به گفته وي 13نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر , سه زنداني به اتهام «محارب و مفسد في الارض» و يك زنداني به اتهام سرقت و 13تن ديگر تحت عنوان قصاص, اعدام شده اند.
خلاصه کلام اینکه نباید بی انصافی کرد و زحمات کسانی مثل عسگر اولادی و دوستانش در هیئت موتلفه و بازار برای اعتلای اقتصاد ایران و در واقع کندن ریشه فساد اقتصادی و بخصوص ریشه فسادی که در کارخانه های تولیدی داخلی بود را قدر ندانست و فراموش کرد. پیدا شدن کسانی مثل شهرام جزایری و همین سردار میلیاردر محصولی خودمان که حالا هم در لباس وزارت به دولت خدمت می کند و هم در لباس سپاهی به رهبر خدمت می کند و هم در لباس یک تاجر موفق به بازار خدمت می کند از میوه ها و نتایج همین زحمات است.

واقعیت این است که همه میدانند که در همه جای دنیا برای جلوگیری از فساد و برای حل مشکلات کشور از پلیس و شلاق و شکنجه و کهریزک و تجاوز استفاده می کنند. برای مقابله با فساد باید همه جا را پلیس گذاشت. خوب در همین راستا بوده است که دولت دکتر احمدی نژاد به دستور ولی فقیه برای همه چیز پلیس گذاشته است. از پلیس ترافیک و اسکی و دریا بگیر تا پلیس اینترنت و سینما و دانشگاه وبیمارستان و ورزشگاهها. البته ظاهرا گذاشتن پلیس برای آبریزگاههای عمومی از قلم افتاده که این مشکل هم بزودی با توجه به رهنمودهای رهبر عظیم الشان حل شده و پلیس آبریزگاهها هم که روی لباسشان آرم آفتابه نصب شده مشغول کار مشوند تا یکوقت در آنجا افراط و تفریطی پیش نیاید و برخی از درآمدهای مربوطه هم به صندوق دولت واریز شود.

بعلاوه باید توجه کرد که به زحمات ولی فقیه در این زمینه ریشه کنی فساد کم بها داده نشود. مثلا در همین انتخابات چند ماه پیش، خوب یک عده ای که رای ندادند. یک عده ای هم خوش خیالانه رفتند و اشتباها به کسانی مثل موسوی و کروبی رای دادند. در حالیکه فرد شایسته ای مثل احمدی نژاد هم کاندید بود. خوب اینجا بود که رهبری نقش سازنده خودش را نشان داد و با مایه گذاشتن از آبروی خودش و تن دادن به برخی اهانت ها و فحاشی ها از سوی برخی از مردم، مشت محکمی به دهان دشمن زبون زده و به آقای احمدی نژاد تکلیف کردند که وظیفه سازندگی و پیشرفت و مبارزه با فساد کشور را برای یک دوره چهارساله دیگر هم برعهده داشته باشد. ایشان هم طبق دستورات "آقا" می بایستی همکاران خود را از بین کسانی انتخاب کند که حد اقل یک دکترا از یکی از دانشگاهای معتبر جهان نظیر آکسفورد و غیره داشته باشند تا سازندگی و پیشرفت در حد کمال انجام شود. تصمیم بنیادین حذف یارانه ها مگر غیراز چنین دولت باسواد و لایقی از دولت دیگری هم بر می آمد؟ این کار مشکل فساد در باقی مانده کارخانه های داخلی را حل خواهد کرد و به زودی همه شان بجای تولید جنس به سراغ وارد کردن جنس می روند که خودش باعث اعتلای اقتصاد کشور خواهد شد.

یکی دیگر از عوامل مهم فساد در دستگاه اداری کشور همین مسئله مختلط بودن محیط دانشگاهها است. البته این مسئله هم کار همان دشمن زبون است که "آقا" همواره نسبت به حضورش در همه ی پهنه ها هشدار میدهد. خوب وقتی که دختر و پسر در کنار هم در دانشگاه ها راه می روند و درس میخوانند و گاهی اوقات هم اعتراض و تظاهرات می کنند نمیشود انتظار داشت که فلان وزیر دولت یا معاونین و مشاورین و مدیر کل هایش در ازاء انجام خدمات برای مردم از آنها "حق و حساب" مطالبه نکنند و رشوه نگیرند. و یا کارخانجات و شرکتهای بزرگ دولتی مثل شرکت مخابرات را به درصدی از قیمت واقعی به سپاه و بسیج و بنیاد مستضعفین و غیره نفروشند. این چنین است که نمایندگان ولی فقیه در دانشگاه تلاش مجدانه دارند که این جدا سازی دانشجویان دختر و پسر زودتر انجام بشود تا نتیجتا مشکل فساد و رشوه خواری و اعتیاد و فحشاء و غیره کشور از بیخ ریشه کن شود.

البته در این مورد حرفهای دیگری هم هست اما برای اینکه دشمن زبون از این حرفها سوء استفاده نکند همینجا قضیه را درز می گیریم. به امید روزی که قوانین و مقررات گرفتن رشوه و بالا کشیدن بیت المال و فروش مواد مخدر در رساله عملیه رهبر عظیم الشان به وضوع برای مومنین شرح داده شود تا مردم دچار سردرگمی نشده و حقی از کسی ضایع نشود.