Saturday, January 19, 2013

دنباله سخنان احمدی نژاد در مجلس


پنجشنبه 28 دیماه 1391

سام علیک. چاکرم علی آقا. نوکرم آق مصطفی. قربونت برم تقی بی کله. درد و بلات بخوره تو سر بغل دستیت. چاکرم..... چاکرم......قربون شما....
عرض کنم که بنده عرایضم رو یعنی در واقع توضیحات واضحات موفقیتهای دولت خدمتگذار رو یکی یکی میگم یعنی از رو کاغذ میخونم و بعدشم بای بای. به قول شاعر اگر نامهربون بودیم و چی؟ .. رفتیم. چاکرم.
1- قبل از هر چیز لازمه که خبر موفقیت تیم مذاکرات هسته ای رو خدمتتون بگم. به حول و قوه الهی ما به یک موفقیت بزرگ دیگه دست پیدا کردیم و موفق شدیم با تیم آژانس به توافق برسیم که در اجلاس آینده تعداد شیشه های آب روی میز مذاکرات رو به دوبرابر برسونیم. تیم آژانس قول داد که در جلسه آینده در مورد غنی سازی و بازدید از پارچین بحثی نکنیم و این بحث رو بذاریم برای سالهای آینده. در عوض ما به آژانس قول دادیم اگر توانستیم برخی از تحریم ها رو دور بزنیم که به حول وقوه الهی سعیمون رو خواهیم کرد. موفقیت دیگر ما در این زمینه این بود که توانستیم به آژانس بقبولانیم که ما معلوم نیست که دنبال ساختن سلاح هسته ای باشیم.
2- مهمترین موفقیت ما در این چندساله در زمینه یارانه ها بوده که البته هیچ ربطی هم به انتخابات و اینجور چیزا نداره. به قول معروف گودرز هیچ ربطی به شقایق نداره. بعله. خلاصه ما توانستیم پول نفت رو بر سر سفره های مردم ببریم و برادران قاچاقچی در زمینه قاچاق مواد سوختی هم تجربیات جدیدی پیدا کردن که به حول و قوه الهی مسئله قاچاق ارز هم در همین راستا حل خواهد شد.
3- برادران سپاه طرحی دادن که بر اساس اون، تورم از دولت به سپاه منتقل میشه و به زودی مسئله تورم از بیخ حل میشود و ما اولین کشوری در جهان خواهیم بود که میزان تورممون خیلی نیس. البته بعضیا به شوخی میگن که سردار فیروزآبادی دیگه تحمل تورم بیشتر از این رو نداره. اما اشتباه می کنن و ما از بقیه برادران قاچاقچی کمک میگیریم. به قول معروف دستت که نمی رسد به بی بی، چیکار کن؟ خوب دیگه خودتون بهتر میدونید. بعله. چاکرم.
4- از اونجایی که امام فرمودند اقتصاد مال خره، ما هم خودمون رو خیلی درگیر اقتصاد نکردیم. البته الان همه میدونن که هشتاد در صد ثروت کشور دست سیصد چارصد نفره که ممکنه بعضیاشون هم وابسته به علما یا مصدر امور باشن. اینا نامردی کردن و توی این هف هش سالی که بنده مشغول ریاست جمهوری کردن بودم و حواسم نبود، نامردانه از طریق رانت خواری و پارتی بازی و سوء استفاده از رفاقتشون با ولی فقیه و بنده و بقیه اعضای دولت خدمتگذار، این پولا رو به جیب زدن. ما طرحی داریم که به حول و قوه الهی یه کاری کنیم که اینا فکر کنن داره دوباره انقلاب میشه و قسمتی از پولاشونو که اینجا توی بانکها هست بذارن و فرار کنن و ما بتونیم این پولا رو بین شما عزیزان که نمایندگام ملت هستید تقسیم کنیم.
5- در مورد واردات مواد غذایی هم باید بگم که ما موفق شدیم تحریمها رو دور بزنیم و همه جور مواد غذایی از برنج و گندم و پیاز گرفته تا خیار و سبزی و تربچه و بادمجون و سیب زمینی و انواع میوه جات و حتی چلوکباب و آبگوشت و کله پاچه وارد کنیم. توانستیم به حول و قوه الهی وابستگی مون رو به تولیدات داخلی که جنسشون خیلی هم خوب نبود قطع کنیم. به تولید کنندگان داخلی هم توصیه کردیم که دست از تولید بکشن و جنس وارد کنند. همه مردم باید بتونن نیاز خودشو رو از کشورهای دوست وارد کنن و به حول و قوه الهی به زودی هر ایرانی یک وارد کننده باشه.
6- و اما در مورد بالا رفتن نرخ دلار که به حق مشغله ذهنی ولی فقیه و شما نمایندگان محترم بود توانستیم در مذاکرات محرمانه با طرف امریکایی، به حول وقوه الهی بهش بقبولونیم که اقتصادشون اشکال داره و باید یه جوری جلوی گرانتر شدن نرخ پول رسمی شون یعنی دلار رو بگیرن. البته برادران ما در این زمینه چند تا طرح هم بهشون پیشنهاد کردن که اونا قول دادن این طرح ها رو بررسی کنن. ولی کو تا بتونن بفهمن که اقتصاد رو باید از کی یاد بگیرن. 
7- این خبر خوشحال کننده را هم بهتون بدم که بنده علیرغم اینکه تا هفت هشت ماه دیگه دوره م تمومه اما طرحی در دست داریم که اگر آقای مشائی بعد از بنده انتخاب بشوند از سال آینده هرسال پنجاه درصد به حقوق نمایندگان مجلس اضافه کنم چون شما واقعا قشر زحمتکش جامعه هستید. البته ولی فقیه با این طرح موافق نیستن اما بنده منتخب مردمم. منتخب ایشون که نیستم.
خوب من دیگه کار دارم باهاث برم. دمتون گرم. و من اله تکلان.

Wednesday, January 9, 2013

خامنه ای و فتواهای مدرن!



پنجم ژانویه 2013


نامه دریافتی از مقلدین "آقا" و پاسخ "آقا"!

خبرگزاری پاسداران: پاسخ "آقا که در قسمت دوم آمده است بسیار مهم بوده و بزودی توسط حزب الهِ  جهانی تکثیر و توزیع خواهد شد. البته سوال مومنینِ مقلد هم مهمه اما 
پاسخ "آقا" خیلی خیلی مهمه! آی مهمه! آی مهمه! آی مهمه! همه جوره مهمه.

1- محضر مقام عظمای ولایت. دامت حرکاته
همانطور که مستحضرید، بحمداله والمنه با رهبری آسمانی و درایت های نابغه آسای امام راحل و حضرتعالی، در حال حاضر کشور دارای حکومتی کاملا حزب اللهی است و نظام ما در حال حاضر با ثبات ترین و قوی ترین نظام جهان است و حرکتهای زبونانه دشمنان و استکبار جهانی نتوانسته هیچ تاثیری در ثبات و پایداری حکومت ما داشته باشد. همانطور که برخی از امامان جمعه فرموده اند این آمریکای جهانخوار است که باید پاسخ بدهد که چرا مثل الاغ در گل مانده و دلارش اینقدر گران شده و نمیتواند جلوی گران شدن آنرا بگیرد. تحریمهای استکبار جهانی نیز هیچ تاثیری در اقتصاد شکوفای ما که به دنبال دستور جنابعالی همچنان در حال شکوفاتر شدن می باشد، نداشته است. با فرمان قاطعانه شما در مورد شکوفایی اقتصاد، نظام الهی ما به چنان درجه ای از پیشرفت و رفاه و شکوفایی رسیده که هیچ استکباری در جهان به گردش هم نمیرسد. نمودهای این شکوفایی و رفاه در همه زمینه ها چشم دشمنان را خیره کرده است. بسیاری از مسائلی که در دوران طاغوت بصورت تک نمود به چشم می خورد، حالا در جامعه اسلامی ما نهادینه شده اند. در همه این زمینه ها از استعدادهای شگرف برادران بسیجی و طلاب جوان حوزه علمیه که با راهنمایی های حضرتعالی شکوفا شده اند، استفاده بهینه می شود. از جمله پیشرفتها و مسائلی که حالا بصورت نهاینه در کشور جا افتاده اند میتوان از ورود و خروج قاچاق کالا توسط "برادران قاچاقچی" و همینطور اختلاس های کلان از بانکها با کمک مدیران حزب اللهی و تولید و توزیع بیش از هزار نوع مواد مخدر (که از این جهت بحمداله به خودکفایی رسیده ایم) و همچنین گرفتن رشوه و زورگیری و تن فروشی زنان و موارد دیگر نام برد.
  اینجانبان مقلدین بسیجی حضرتعالی در این برهه از زمان احساس کردیم که از آنجایی که این مسائل در صدر اسلام نبوده که احکامش معلوم باشد و در واقع مربوط میشود به مدرن شدن کشور اسلامی ما، لازم است که حضرتعالی که یک مرجع تقلید مدرن و ولی فقیه مسلمین جهان هستید، در خصوص شرایط مختلف و مسائل شرعی این موضوعات فتاوی خود را به اطلاع مقلدین و مومنین و هموطنان برسانید تا بیش از این در انجام اینگونه فرائض دچار انجام گناههای ناخواسته نشوند. . در این زمینه برای بیان اهمیت مسئله باید به موضوع کلیه فروشی و کارتن خوابی اشاره کنیم که این روزها باعث مشغله ذهنی بسیاری از مومنین و پیروان شما شده است. اینکه آیا در کارتن غصبی و یا در کارتنهایی که از کشورهای غیرمسلمان مانند چین و غیره وارد شده نماز و روزه چه احکامی دارد و آیا روی کارتن خیس میتوان نماز خواند یا باید نماز را بیرون از کارتن خواند و برای استراحت به داخل کارتن برگشت. و همچنین مسائل مختلف شرعی در مورد کلیه خریداری شده توسط مومنین و غیره.
والسلام علیکم و رحمت اله و برکاته. جمعی از مقلدین مقام عظما
-------------------------------------

2- پاسخ دفتر مقام عظمای ولایت
مومنین و مقلدین گرامی علیکم السلام و رحمت اله. خواسته شما به عرض مقام عظما رسید و ایشان فرمودند که در مورد این مسائل یکی یکی و به نوبت و براساس اهمیت، مسائل مطرح و پاسخ داده میشوند.
 اولین موضوعی که باید مورد بحث قرار گیرد موضوع رشوه است که ذیلا در باره مسائل شرعی مربوطه توضیح مکفی داده می شود.
مسئله یکم- رشوه به خودی خود حرام است اما اگر بصورت حق و حساب و به اصطلاح عوام، "شیتیلی" بوده و زیر نظر برادران سپاه و حزب اله و در جهت حل مشکلات مومنین و مسائل اقتصادی کشور اسلامی باشد مانعی ندارد.
مسئله دوم – حداقل سن حق و حساب گیری در مردان بیست سال قمری و در زنان چهل سال قمری است. حداکثر سن رشوه گیری محدودیتی ندارد.
مسئله سوم – گرفتن شیتیلی توسط زنان فقط با اجازه شوهر و یا ولی و قیم زن مجاز است. در صورتی که زن مطلقه باشد برای گرفتن شیتیلی باید اجازه پدر و یا عمو و یا پدربزرگ را داشته باشد. احوط آنست که رضایت و اجازه کتبی حاکم شرع و یا امام جمعه شهر محل خدمت گرفته شود. اگر زنی که سنش کمتر از میزان شرعی لازم برای حق وحساب گیری باشد، اقدام به گرفتن حق و حساب کند باید تمام مبلغ دریافتی را به حساب بنیاد مستضعفین واریز نموده و رسید دریافت دارد.
مسئله چهارم – گرفتن شیتیلی در روزها تعطیل نیز جایز است اما احوط آنست که عمل حق و حساب گیری در روزهای کاری و بین ساعات کاری باشد تا گیرنده بتواند به موقع برای راه انداختن کار دهنده ی شیتیلی اقدام کند.
مسئله پنجم – به شیتیلی اگر نقد باشد زکات و مالیات تعلق نمی گیرد. اما چه در مورد شیتیلی نقدی و چه بصورت کالا، خمس تعلق گرفته و شیتیلی گیرنده در هر مورد باید خمس مبلغ دریافتی را در اسرع وقت که نمی باید از یک هفته بیشتر باشد به امام جمعه شهر محل خدمت بپردازد. و در صورت غیبت امام جمعه میتوان خمس مربوطه را به حساب بنیاد مستضعفین واریز کرد.  
مسئله ششم – برای دادن حق و حساب هیچگونه محدودیت سنی و جنسیتی وجود ندارد و همه ی مومنین از مرد و زن برای دادن شیتیلی مجازند.
مسئله هفتم – احوط آنست که شیتیلی در زیر میز رد و بدل شده و این حرکت از دید نامحرم پنهان باشد. روسا و مسئولین بسیج ادارات در این زمینه جزو محارم به حساب آمده و دادن درصدی از شتیلی به آنها از مستحبات موکد است.
مسئله هشتم – حق و حساب را میشود با هر دو دست پرداخت کرد اما مستحب است که دریافت کننده شیتیلی را با دست چپ دریافت کرده و بلافاصله در جیب بغل راست بگذارد.  
مسئله نهم – تعین میزان شیتیلی بر عهده گیرنده است ولی احوط آنست که رضایتِ شیتیلی دهنده قبل از گرفتن مبلغ، کسب شود. در هرصورت حق و حساب زنان کارمند، نصف مردان است.
مسئله دهم- دادن شیتیلی و حق و حساب واجب کفایی بوده و در مورد هر کاری فقط باید یکبار پرداخت شود. دریافت بیش از یکبار حق و حساب برای انجام کار بخصوصی که حد و حدود آن مشخص است مکروه و بلکه گاهی حرام است.
مسئله یازدهم- اگر کسی بدون خبر مقامات بالاتر و یا حاکم شرع و امام جمعه محل خدمت، اقدام به اخذ رشوه کرده و بعدا معلوم شود که نه تنها خمس مبلغ شیتیلی را نداده بلکه پورسانت مقامات بالاتر را هم نداده، مرتکب عمل حرام شده و باید تمام مبلغ دریافتی را به امام جمعه محل خدمت مسترد کرده و از وی رضایتنامه بگیرد. در این وضعیت خاص، رشوه دهنده می بایستی در صورت لزوم برای انجام کارش دوباره شتیلی بدهد.
حکم حکومتی – بر هر کارمند و مسئول اداره ای واجب است که با دادن گیر یک پیچ و دوپیچ و سه پیچ امنیتی و اطلاعاتی و صنفی به ارباب رجوع وی را مجبور به پرداخت شیتیلی و حق و حساب بنماید. بسیج و واحد ایدئولوژیک ادارات در این زمینه موظف به دادن رهنمودهای لازم به کارمندان هستند.

و من اله توفیق
الاحقر آیت اله العظما سیدعلی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی.
                                                   

Saturday, December 15, 2012

بی بی سی و اکبر گنجی و مجاهدین


حسین پویا
25 آذرماه 1391

کارگردان: آقایون آماده می شیم برای ضبط.. آقای گنجی شما لطفا بشینید اینجا روی این صندلی.
گنجی: من ترجیح میدم روی اون یکی صندلی در سمت چپ آقای مجری باشم.
کارگردان: آخه ما این صندلی رو برای شما آماده کردیم.
گنجی: اینا که هرسه تاشون یه شکلی و یه رنگی هستن. چه فرقی میکنه؟
کارگردان: شکل و رنگشون بله ولی ملاحظه کنید ما زیر پایه های این یکی چند تا آجر گذاشتیم که بلندتر باشه و شما وقتی روش می نشینید حالت کوتوله نداشته باشید. آخه بحثمون بار سیاسیش زیاده.
گنجی (روی صندلی مشخص شده می نشیند و چند بار خودش را جابجا می کند): راست میگید قربون. من بهتره که قدم بلند نشون بده. یه مقدار از مضحکه شدن احمدی نژاد بابت قدشه. ها ها ها ها
کارگردان: لطفا سرجاتون بشینید. آماده......ضبط میشه.....
مجری: آقای گنجی شما در مصاحبه قبلی و در نوشته ای که بعداز در آمدن اسم مجاهدین از لیست تروریستی امریکا پخش شد گفتید که در بین مردم ایران، مجاهدین از رژیم و آقای خامنه ای اعتبار کمتری دارند. گفته اید که مجاهدین در واقع بدتر از رژیم فعلی هستند میشه چند تا دلیل محکم ارائه بفرمائید.
کارگردان: کات....آقای گنجی لطف کنید اگه میشه در مورد حرفاتون چند تا فاکت هم از هابرماس و چامسکی و بقیه بیارید که هم بینندگان میخ بشن و هم بعدا خورده نگیرن....ضبط میشه......
گنجی: عرض کنم که مهمترین مسئله شباهت های ظاهری این دو جریان به همدیگه س. ببیند مثلا رژیم رهبر داره و مجاهدین هم رهبر دارن. خوب بر اساس گفته های هابرماس و گوستاولوبن و بخصوص نظرات مرحوم آقای خمینی در تحریر الوسیله، این شباهت رو نباید دست کم گرفت.
مجری: مثلا چه شباهتی؟
گنجی: خوب ببیند رهبر جمهوری اسلامی یه سر داره و دو گوش و دو چشم و یک دهان. ما با کمال شگفتی می بینیم که رهبر مجاهدین هم دقیقا همینا رو داره.
مجری: عجب!. کاملا درست می فرمائید. بنده تا بحال توجه نکرده بودم. خوب بنابراین اینا مثل هم هستند.
گنجی: نخیر. اونچه مجاهدین از لیست امریکا درآمده رو بدتر از رژیم می کنه اینه که آقای خامنه ای لااقل برای حفظ ظاهر هم که شده ریشش رو نمی زنه. اما رهبرمجاهدین هر دفعه که ظاهر شده و در هر عکسی که می بینیم ریشش رو از ته زده. و تازه اصراری هم بر مخفی نگه داشتن این قضیه نمی کنه.
مجری: مثال خیلی شفاف و ریشه داری رو فرمودید. اما خوب خودتون هم میدونید که با یک شباهت که ممکنه تصادفی هم باشه نمیشه قضاوت قاطعانه کرد.
گنجی: حق باشماست. بنده ده ها مثال و نمونه دارم که اصلا قابل چشم پوشی نیستن. مثلا توجه بفرما ئید که رژیم رئیس جمهور انتخابی داره و از ابتدای حکومت تا بحال شیش رئیس جمهور عوض کرده. اما اینا یک رئیس جمهور دارن که..
کارگردان: کات.... آقای گنجی این مثال رو نزن. اوندفه هم که گفتید بعضی از بینندگان ما اعتراض کردن که اولا ایشون توسط آقای رجوی انتخاب نشده و توسط اعضای شورای ملی مقاوت انتخاب شده و ثانیا ایشان رئیس جمهور برای یک دوره موقت شش ماهه هستند اونهم بعد از اینکه شورا و مجاهدین رژیم رو سرنگون کردند و قدرت رو به دست گرفتن. به نظر بنده هم تا حدودی درست میگن. بهتره این مثال رو نزنید. یه مثال دیگه بزنید. هابرماس و گوستاولوبن هم یادتون نره. ضبط می کنیم.....آقای گنجی از اول بفرمائید....ضبط می کنیم...
گنجی: حق باشماست. بنده ده ها مثال و نمونه دارم که اصولا اساس تحقیقات بزرگانی مثل گوستاو لوبن و ادوارد سعید و حتی مرحوم آلفرد هیچکاک بوده. مثلا توجه بفرمایید در حالی که رهبران جمهوری اسلامی در زمینه انتقاد از خود کاملا دموکراتیک عمل می کنند. رهبر مجاهدین هیچوقت از خودش انتقاد نکرده. همین مسئله است که بنده رو کلا در یک شوک برده که چرا وزارت خارجه آمریکا تن به خواست دادگاه داده و اسم اینا رو از لیست در آورده. وزارت خارجه میتونست بازم دادگاه رو سر بدوانه.
مجری: ببخشید این مسئله انتقاد از خود رهبران رو میشه بیشتر توضیح بدید.
گنجی: توجه بفرمائید.  بطور نمونه همان سال اول انقلاب یادتونه؟ یادتونه مرحوم آقای خمینی از دست نویسندگان و روشنفکران و گروههای دگراندیش، که الکی سنگ در راه برقراری حکومت عدل و برابری می اندختند، عصبانی شده بودن. خوب ایشون علنا گفتند که بخودشون انتقاد می کنند که چرا از همان اول انقلابی رفتار نکرده اند و چوبه های دار را برپا نکرده اند و همه ی این مخالفان رو اعدام نکرده اند. خوب این یک سنت و حرکت دموکراتیکه که رهبر کاریسماتیک و انفورماتیک و دیپلوماتیکی مثل آقای خمینی اینگونه متواضعانه از خودش انتقاد کنه. در حالیکه رهبر مجاهدین تا به حال هیچوقت از خودش انتقاد نکرده که چرا اصلا از اول اقدام به مخالفت و مبارزه با جمهوری اسلامی کردند. اونم در زمانی که دگر اندیشانی نظیر بنده در داخل رژیم به عنوان یک پاسدار خدمت میکردم. ایشون هم میتونستن بیان پاسدار بشن و بعدا مخالفت کنند.
مجری: ببینید با توجه به اینکه آقای خمینی بعد از قتل عام زندانیان مجاهد و مبارز در سال شصت و هفت، یک مقدار بدنام شدند این مثال شما کاربرد زیادی نداره.
کارگردان: کات.......آقای مجری قسمت بدنام شدن آقای خمینی رو لازم نیست بگید. برنامه برای بررسی کارنامه آقای خمینی نیست که. از ایشان درخواست کنید که یک مثال دیگه بزنن. بدون اشاره به آقای خمینی......ضبط می کنیم....
مجری: خوب آقای گنجی از اونجایی که آقای خمینی سالهاست که از این دنیا رفته و الان نمیتونه از خودش دفاع کنه دموکراسی حکم می کنه که اسم ایشون کمتر برده بشه. یک مثال دیگه که به ایشان مربوط نشه بفرمائید
گنجی: راستش صدها مثال وجود داره که نشون میده مجاهدین از رژیم بدترن و امریکا در خارج کردن اسم اونا از لیست تروریستی اشتباه کرده و باید مواظب باشن یک وقت از اونا به اسم یک گروه توانمند و با اعتبار اسم نبرن. ببینید همین که اینا می تونن در کمترین زمان ممکن تعداد بسیار زیادی ایرانی و غیر ایرانی رو در خارج به خیابان و به تظاهرات بیارن نشون میده که اینا در بین مردم ایران پایگاهی ندارن. اتفاقا تحقیقاتی که مرحوم جانی دالر و بخصوص سرگرد جورج کردن هم همین رو بیان می کند.
کارگردان: کات.... آقا فکر می کنم این مثال هم یک کمی آبکیه. روزه شک دار نباید گرفت. جانی دالر رو هم ولش کنید برای بینندگان شبهه درست میشه. یه مثال دیگه بگین...... ضبط میشه...
گنجی: حق با شماست آقای مجری. ببیند الان بیش از سی ساله که نظام داره با تمام توان در بازارهای بین المللی حاضر میشه و نفت و گاز میفروشه. حالا اینکه پولهاش کجا رفته خوب بنده هم یک انتقاداتی دارم. اما در همه این سی سال که مجاهدین شورای ملی داشتن کدوم کمک رو به اقتصاد ایران کردن؟ اونا در همه این سالها علیرغم اونهمه ادعای حمایت از مردم و اینکه اینهمه دوستان سیاستمدار در کشورهای مختلف دارند هیچ تلاشی برای فروش نفت ایران نکرده اند. بخصوص در این دوران تحریم که فروش نفت از طرف نظام با مشکل مواجه شده. خوب همینه که باعث شده که مردم به اینها اعتماد نکنن آقا.
مجری: وقتمون تموم شده و باید خیلی از حضورتون در این برنامه تشکر کنم. البته همینجا ازتون قول میگیرم که بازم در برنامه هایی که ما در همین زمینه داریم شرکت کنید.
گنجی: با کمال میل.
کارگردان: کات..... خیلی عالی بود. مخصوصا این مثال آخر که جرف نداشت. حالا اینا هی برن از تحریم دفاع کنن. مرسی آقای گنجی. فردا تشریف بیارید برنامه ادیت شده رو با هم ببینیم. فعلا خسته نباشید.
  

Sunday, December 9, 2012

فواید تحریم را بنویسید. انشای ملا محمد نقدی



 

جراید: محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج  گفت تحریم ها قدرتی جدید را برای ایران ایجاد کرده که او آنرا یک فرصت دانست.

انشای ملا محمد نقدی
 شاگرد کلاس پیش دانشگاهی سپاه

فواید تحریم را بنویسید

چشم! همانطور که شاعر در قدیم فرموده است،
از غیب به ما ندا رسیده
تحریم برای ما مفیده.
ما شاگردان کلاس سوم اکابر، بر عسک شاگردان کلاس سوم مدرسه روزانه، بسیار خوش شانس تر هستیم. زیرا که ما علم تخسیر جن یاد می گیریم و به ما ندا می رسد که تحریم چیز خوبی است ولی به آنها نمی رسد. قبلا هم به ما ندا رسیده بود که انقلاب اسلامی برای ما خیلی خوب و مفید است. به همین دلیل هم ما تحصیلات خود را در کلاس دوم اکابر ول کرده و به عنوان یک متخصص امور انقلاب برای ساختن دوران طلائی، با امام  همکاری کرده و به فرمان ایشان شدیم یکی از مقامات نظام. خوشبختانه در همه این سالها نیازی به داشتن تعصیلات بیشتر از کلاس دوم پیدا نکردیم و وظایف انقلابی را چالش دادیم. در واقه ما به این حرف امام رسیدیم که هرچه این مملکت می کشد از دست این دانشگاه است یعنی از دست همین تصحیل کرده ها. اکنون که به خواست خداوند و با خودیاری رهبر معظم، مسئله تحریم پیش آمده، تصمیم گرفتیم که برای استفاده از همه فوایدات تحریم، کمی تخصص پیدا کنیم. به همین دلیل به سفارش آقا قرار شد امسال کلاس سوم اکابر را تمام کنیم که بتوانیم سال دیگر در رشته دکترای اقتصاد و استراتجیک در دانشگاه آزاد درس بخوانیم. البته آقا فرمودند تا زمانیکه ما دکترای خودمان را نگرفته ایم، که ممکن است بیش از دو سه ماه آزگار طول بکشد، مسائل مربوط به گیر و پیچ های اقتصادی و استراتجیک بانک مرکزی را به برادران دیگه واگذار کنیم و فقط از فوائد ایدئولوجیکی تحریم بهره ببریم. به قول شاعر:
تا توانی بهره برداری کن از هر فرصتی
پارتی بازی می کنی آخر دچار لعنتی
آدمی که درس خوانده هیچ ندارد همتی
البته همانطور که "آقا" فرمودند تحریم فوائدات بسیار زیادی دارد که علمای اعلام باید آنها را مِن راس الامورات در حوزه مهندسی کنند. اما چند تا فوائد اصلی آنرا برای بازشدن فکر مومنین همکلاسی های محترم عرض می کنیم.
 یکی از فوایدهای مهم تحریم اینست که تحریم برما اثر ندارد و البته این را خود مقام عظما پیش بینی فرمودند. بنابراین یکی دیگر از فوائد های تحریم این است که پیش بینی های مقام عظما درست از کار در می آید و ما می فهمیم که مقام عظما هم مثل امام دستوراتشان را از عالم یاقوت می گرفتند. به قول مقام عظما:
تحریم به ما اثر ندارد
دژمن خره و خبر ندارد
با مادرم بگویید دیگر پسر، چی؟ بعله....پسر ندارد.
 یکی دیگر از فوائدهای تحریم به قول "یارگن اوبر ماست" که از فامیل گوستاو لوبون و از دوستان دکتر عباسی بوده این است که میتوان فوائدهای تحریم را دسته بندی کرد. البته این فایده ی مهم  کاریست که مقامات ما که دکترای دسته بندی و بسته بندی دارند مثل برادر استراتجی مون دکتر عباسی، باید انجام بدهند. اما مهمترین فایده های دیگر تحریم این است که دولت و مقامات نظام می توانند از این راه برای نظام و مقام عظما کسب درآمد حلال بکنند تا دستِ بازی در پرداخت هزینه های برادران ما در لبنان و نوار غزه و غیره برای ادامه جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم داشته باشند. البته این فتنه با اون فتنه که مقام عظما فرمودند فرق داره. اون فتنه به دست مقام عظما رف شد و این فتنه باید به دست بسیج رف بشه. البته قبل از توضیح این یکی فوائد مهم تحریم، از همکلاسی های محترم خواهش می شود که از ضبط و یادداشت برداری خودداری کرده و این یکی فوائد تحریم را به عنون سِرکِت تلقی کنند و بیرون از کلاس هم به کسی نگویند. زیرا که شاعر می فرماید:
هر که این اسرار را افشا کند
ظلم در حق من و "آقا" کند
گر به زندان اوین کردی اقامت،  غم، چی؟ بعله....غم مخور
 همانطور که عرض کردم دولت و مقامات میتوانند در زمان تحریم کسب درآمد زیادی بکنند و آن به این ترتیب است که ابتدا از اجناس مختلف وحتی ارزهای استکباری مثل دولار و یورو و پوند به مقدار خیلی زیاد تهیه کرده و انبار می کنند. آنگاه یکی از مقامات مهم دولتی و یا حتی خود مقام عظما در یک سخنرانی رسمی مهندسی می کنند که ما از تحریم نمی ترسیم و داشتن راستای قدرت هسته ای حق مسلم ماست و ما به غنی سازی تا ته اش ادامه میدهیم. بیس درصد و سی درصد ما سرمون نمیشه. اگه آقا اجازه بده هزار درصدش می کنیم. در عکس العمل به این فرمایش، اولند خارجی ها شروع به تهدید کرده و جلوی بعضی کارهای تجارت خارجی ما را می گیرند و ناگهان قیمت ارزهای استکباری بطور سیخکی میرود بالا. دومند اینکه مردم فکر می کنند که ممکن است استکبار دست به حمله به ما بزند و برای خرید و ذخیره کردن اجناس هجوم می آورند. اینجاست که دولت و مقامات وارد میدان تجارت شده و اقتصاد را مهندسی می کنند و از فروش ارزهای استکباری و مواد ذخیره شده درآمد زیادی کسب می کند که خودش باعث می شود که یکی دیگر از فوائدهای تحریم خودش را نشان بدهد و آن این که  مقامات نظام ما دیگر نیازی به گرفتن حق و حساب برای انجام کارهای مردم نداشته باشند و فساد اداری بسیار کم می شود.
از فواید دیگر تحریم که همکلاسی های مومن میتوانند آنرا یاد داشت کنند این است که ما هم باید تصمیم بگیرم با کمک کشورهای دوست که تا بحال ازما کمک های نقدی و غیره گرفته اند مثل کره و بورکینا فاسو و ونزوئلا و خیلی از کشورهای آفریقایی، دشمنان را تحریم کنیم و نگذاریم از تکنولوجیک پیشرفته ما در زمینه های مختلف مثل صنایع پیشرفته موشک کره ای و ایضند مهندسی اعتراف گیری از دشمنان نظام و تکنولوجیک  برخورد با اعتراضات خیابانی استفاده کنند. صدالبته ما از کشورای برادر مثل کره شمالی می فهمیم که داشتن سلاحهای خیلی سنگین باعث میشود که غرب نتواند ما را تحریم کند و مقامات نظام و فرماندهان سپاه بتوانند با دست باز به دادن صدقه به مردم محروممان اقدام کنند. به قول شاعر:
سعدیا مرد نکونام هیچوقت نمیمره
ای برادر صدقه در دو جهان رفع بلاست
 خدمت معلم محترم و همکلاسی های بسیجی و دکترهای آینده نظام عارضم که از فوائدهای دیگر تحریم این است که به قول مقام عظمای ولایت دست حقه بازهایی نظیر حاج محمود هاله ای و همدستانش رو شد و معلوم شد که دکترایشان را بدون اجازه "آقا" و با استفاده از چک و چفیه و چاقو گرفته اند وگرنه در این چند سال فوایدهای تحریمها را مهندسی کرده و دشمن را به زانو در می آوردند. مثلا اگر حاج محمود در اون جلسه نگفته بود که اونقدر قطعنامه بدن که قطعنامه دانشون پاره بشه، ما میتوانستیم سازمان ملل را مجبور کنیم که در حمایت از مبارزات مستضعفین انگلستان و سوئد و هلند و کشورهای افریقایی نظیر استرالیا و نیوکاسل و موناکو قطعنامه بدهد و آنوقت دشمن را وادار به راستای عقب نشینی کنیم.
ختم کلام حالا که به یاری رهبری های  مقام عظمای ولایت فقیه، کشور اسلامی ما به نعمت برقراری تحریم های بین المللی رسیده باید بدانیم که تحریم هم مثل جنگ  یک نعمت خیلی بزرگ است که خیلی فوائدها دارد که ممکن است ما عوام الناس همه اش را نفهمیم. بنابراین ما نباید به مقام عظما فشار بیاوریم که جام زهر تسلیم به خواسته های استکبار را بخورد. به قول شاعر می فرماید:
هرچه ما داریم از این رهبر فرزانه است
یوسف گمگشته را پیدا نکردی غم مخور
رهبر فرزانه را دیگر تو با خود، چی نکن؟ بعله...بد مکن
 بقیه فوائدهای تحریم را در انشای بعدی عرض می کنیم.  والسلام و علیکم و الهدا.

Monday, November 26, 2012

حکمهای حکومتیِ "آقا"!ا


24 نوامبر 2012

اطاق کار خامنه ای. تلفن مخصوص زنگ می زند. زرررررررررر.....
خامنه ای: آقا مژتبی اون تلفن را جواب بده. بذارش روی بلندگو که من هم بشنوم.
مجتبی: چشم حاج آقا (گوشی را برمیدارد)
صدا: سلام علیکم حاج آقا. علی هستم از مجلس.
مجتبی: بگو علی. بگو. چیکار داری. آقا صداتو میشنوه. آقا رو خسته نکنی. حالش خیلی خوب نیست.
صدا: واله میخواستم بپرسم که این پسره اگه اومد مجلس چیکارش کنیم؟ فقط سوال پیچش کنیم یا......؟
خامنه ای: بگو لازم نکرده بیخودی دعوا راه بندازن. سوال هم دیگه لازم نیست. اصلا خودت به طرف بگو نمیخواد بیاد به سوالات جواب بده.
صدا: ولی آقا خودتون فرمودید که سوال پیچش کنید روش کم شه.
مجتبی: اون حکم حکومتی بود خنگ خدا. اون موقع آقا عصبانی بود باید اجرا میشد. حالا نظرش عوض شده.
صدا: خوب مام بر همون اساس جور کرده بودیم که هم طرف رو سوال پیچ کنن و هم یکی دوتا سیلی بهش بزنن.
خامنه ای: گفتم که لازم نکرده. "دژمن" بهره برداری می کنه. حکم حکومتی عوض شد.
مجتبی: شنیدی؟ آقا میگن کاریش نداشته باشید. "دژمن" چیز می کنه.
صدا: آخه نمیشه که. ما کلی تدارکات دیده بودیم. بعضی از این نماینده ها ناراحت میشن.
مجتبی: نمیشه کدومه؟ حکم حکومتیه. باید بشه.
خامنه ای: بگو غلط می کنن ناراحت بشن. هرکی ناراحت شد اسمش رو بنویس بده به مژتبی.
مجتبی: شنیدی آقا چی گفت؟ بیخود ناراحت میشن. مگه شهر هرته؟
صدا: واله اوندفه سر قضیه اون سیصد میلیارد که آقا گفتن کشش ندین، کلی غرو غر کردن.
مجتبی: مثلا چی میگفتن؟ به اونا چه مربوطه. میگن به قورباغه رو بدی می پره کول مار، همینه ها. مثلا چه گهی خوردن؟
صدا: می گفتن این که نمیشه سیصد میلیارد رو بالا بکشن و به نماینده مجلس چیزیش نرسه. مگه ما اینجا چوب خشکیم؟
خامنه ای(عصبانی): غلط کردند با تو. رهبره که تعیین می کنه به کی چقدر برسه. به اونا به اندازه کافی رسیده. حالا دیگه جلوی حکم حکومتی وامیستن؟
صدا: مسئله وایستادن نیس حاج آقا. این یارو معاونِ مموتی، غیر از خودیاشون خیرش به هیچکی نمیرسه. خود مموتی هم هروقت میاد مجلس پرروگری می کنه.
خامنه ای: آقا مجتبی خودش به موقش حکم حکومتی میده روشو کم بکنن. الان صلاح نیس. دژمن در کمینه. بگو به نماینده ها خفه قون بگیرن. حکم حکومتیه.
مجتبی: هرنماینده ای که بخواد سوال بکنه آقا بهش میگه خائن. مواظب خودتون باشید. به نماینده چه ربطی داره که سوال بکنه. اصلا توی این حکومت نماینده چه خریه؟
صدا: واله منم همینو بهشون گفتم. اما خندیدن. انگار دارم جوک تعریف می کنم. انگار دیگه نمی ترسن.
خامنه ای: غلط کردند. اگه زیادی حرف بزنن بهشون میگم "دژمن". میفرستمشون کهریزک. میدمشون دست نقدی و مرتضوی.
صدا: چشم آقا. به نماینده ها ابلاغ می کنیم که حکم حکومتیه که ساکت باشن و دیگه به پر و پاش نپیچن.
خامنه ای: چی چی رو نپیچن احمق؟ هروقت من بگم باید بپیچن. من میگم کی و کجا بپیچن. هر وقت حکم بدم باید بپیچن.
 صدا: چشم آقا هروقت شما بفرماین می پیچیم. هروقت بگین وای میستیم. هروقت بگین می شینیم. اجازه میفرمائید براتون شعار بدم.
مجتبی: لازم نکرده آقا الان سر موضوع سوریه حالشون گرفته س.
صدا: یه سوال دیگه م دارم. یعنی هم سوال هم خواهش.
مجتبی: در مورد پیچیدنه؟
صدا: نه. یه چیز دیگه س.
 مجتبی: بگو. مواظب باش آقا رو عصبانی نکنی.
صدا: میگم که کاندید آقا واسه رئیس جمهور شدن کیه؟ میشه من رئیس جمهور بشم؟
مجتبی: مگه همون رئیس مجلس چه عیبی داره؟ واسه چی میخوای رئیس جمهور بشی؟ واسه درآمدای سپاه که نقشه نکشیدی؟
صدا: نه به خدا. فقط واسه اینکه به آقا خدمت کنم.
مجتبی: خوب چرا  از همونجا خدمت نمیکنی؟
صدا: اگه آقا بخواد هم میتونم رئیس مجلس باشم و هم رئیس جمهور.
خامنه ای: بهش بگو یه دفه بیا بشو ولی فقیه دیگه.
صدا: خوب مجلسو میدم دست حداد عادل.
مجتبی: فکر می کنی رئیس جمهور بشی بیشتر خدمت می کنی؟
صدا: خوب معلومه. تمام درآمد مملکت دست رئیس جمهوره. میدونی با این پولا چقدر میشه خدمت کرد.
خامنه ای: حالم از همه تون بهم میخوره. اون مرتیکه انچوچک هم اولش گفت میخواد به من خدمت کنه. بعدش ببین چه پوخی از آب در اومد.
مجتبی: تو البته توی چاخان کردن و فیلم بازی کردن به اندازه نصف اونم نیستی. بیخودی فکر نکن که خیلی زرنگی.
صدا: من نصف اون نیستم؟ من صدتا مثل اونو میبرم پای چشمه و تشنه برمیگردونم. اگه اون گفت هاله نور دور سرشه من یه چیزایی میگم که روی کله همه چغندر سبز بشه. من میگم هاله نور مال آقا بوده اون دزدیده تش. میگم آقا ده تا هاله نور داره که هر رنگش مال یه روزه.
خامنه ای: آورین. آورین. بگو بیست تا دارم. توی سازمان ملل بگو.
صدا: چشم میگم. ده دفه میگم.
مجتبی: خوب حالا چه تضمینی میدی که اگه رئیس جمهور شدی واسه آقا شاخ و شونه نکشی؟
صدا: من غلط می کنم واسه آقا شاخ و شونه بکشم. مگه من دشمنم؟ هر تضمینی که آقا بگن قبول دارم.
خامنه ای: اون انچوچکم اولش همینو گفت.
صدا: من قول میدم که هرچی آقا میگن بگم چشم.
خامنه ای: اون گوساله هم همین رو گفت.
صدا: ولی من قول میدم که پول نفتو ببرم..
خامنه ای(حرفش را قطع می کند). تو یکی دیگه خفه شو. اون یکی که گند زد به هرچی پول نفته و هرچی سفره س.
صدا: من منظورم سفره نبود. منظورم سوریه و لبنان و سودان و چیز..
مجتبی:  تو نمیخواد به فکر اونا باشی. آقا خودش میدونه پول نفتو کجا ببره و به کی بده. مملکت حساب و کتاب داره.
صدا: ولی من قول میدم هرکی به آقا توهین کنه توی دهنش بزنم. اصلا هرکی جلوی آقا وایسه خودم با دستای خودم اعدامش می کنم. همه جا اعلام می کنم مخالفت با آقا مثل مخالفت با خود خداست.
خامنه ای: آورین آورین. این حرفت خوبه. از همون مجلس این کار رو بکن. من دارم فکر می کنم که رئیس جمهور رو از قانون اساسی حذف کنم. نخست وزیر بهتره. هروقت بخوام ورش میدارم.
صدا: به خدا قول میدم اگه رئیس جمهور بشم هرروز صبح بیام خدمتتون استعفا بدم. جان آقا مجتبی تون، اقلا قبل از اینکه ورش دارید بذارید من یه چند روز بشم رئیس جمهور.
مجتبی: علی، ناکس، نکنه کلک تو کارته؟ تو از همون بچگیت کلک بودی. دنبال اینی که بانک مرکزی رو بالا بکشی یا وزارت نفتو؟
صدا: نه. به ارواح اجدادم اگه کلکی باشه. من مگه کم دارم؟ پول میخوام چیکار؟ الان تو خونواده ما، هم رئیس مجلس داریم و هم رئیس قضائیه داریم و همه جور رئیس داریم غیر از رئیس جمهور. اگه آقا این لطف هم در حق ما بکنه دیگه تا قیامت خودم میشم پیشمرگش.
خامنه ای: این حرفا فایده نداره. من دیگه نه رئیس جمهور میخوام و نه انتخابات و نه مجلس شورا. خودم وزیر و نخست وزیر انتخاب می کن. به اندازه کافی هم مشاور دارم. این حکم حکومتی جدید منه. همین رو به مجلس ابلاغ کن.
صدا: یعنی نه رئیس جمهور باشه و نه مجلس؟ مگه میشه؟ پس تکلیف قانون اساسی چی میشه؟ مملکت قانون اساسی داره.
خامنه ای: آها آها. دیدی گفتم همه تون خائنید. همه تون عامل "دژمنید". من فلان کردم توی این قانون اساسی که بدبختم کرد. قانون اساسی رو به رخ من میکشه. قطع کن اون تلفنو پسر.
مجتبی: بابا تو هم حرف دژمنو زدی ها. ها ها ها ها. (گوشی را می کوبد روی تلفن) تق ق ق ق ققققققققققققق


Sunday, October 14, 2012

رضا پهلوی در برنامه تپق

13 اکتبر 2012
مجری- آقای پهلوی به برنامه تپق خوش آمدید. اجازه میدید که شما را رضا شاه دوم خطاب کنم؟
رضا پهلوی –  اصلا این پرسیدن ندارد. این تصمیمی است که خیلی وقته که گرفته شده. بنده سی سال است که شاه هستم. اما نه. صبر کنید. این تیکه رو حذف کنید. از اول میگم. اِهه اِهه اِهه... (سینه را صاف می کند)
 ببینید خوب البته اگر مردم ایران بنده را انتخاب کنند این حرف دیگری است. اما بنده با اینکه طبق قانون اساسی قسم خوردم  که شاه باشم ولی خوب بازم مردم باید بخوان.
مجری – یعنی اگر مردم بخوان شما شاه میشید؟
ر. پ. – خوب بله. حرف مردم رو که نمیشه قبول نکرد. من بطور موروثی شاه هستم و اگه مردم بخوان شاهنشاه میشم. روی مردم رو که نمیشه زمین انداخت.
مجری –  مردم از چه طریقی باید حرف خودشون رو بزنن؟
ر.پ. – خوب معلومه. از طریق انتخابات. بعد از سرنگونی این رژیم، انتخاباتی برگزار میشه و مردم رای میدن که چه نوع حکومتی میخوان. خوب طبعا اگر حکومت سلطنتی بخواهند اونوقت بنده شاه میشم.
مجری – حالا اگه مردم حکومت سلطنتی نخواهند و خواهان جمهوری باشند چی؟
ر.پ. – بنده از طریق عواملی که در سپاه پاسداران دارم و همچنین با استفاده از فیس بوک فهمیده ام که بیش از نود در صد مردم حکومت سلطنتی میخوان.
مجری – خوب حالا اگر مردم حکومت سلطنتی خواستند و شما را نخواستند چی؟
ر.پ. – ببینید من الان پنجاه و خورده ای سن دارم. حالا بگیم شصت سال. از این شصت سال پنجاه سالشو مبارزه کردم. تازه اون دهسال رو هم یه مدتش که بچه بودم و بقیه ش رو هم مجبور بودم درس بخونم وگرنه اون ده سال رو هم صرف مبارزه میکردم. خوب مردم چه کسی رو برای سلطنت مناسب تر از من میتونن پیدا کنن؟ حتما که نباید آدم بهرام گور باشه و تاج سلطنت را از بین دوتا شیر برداره. چه فرقی میکند که تاج بین دوتا شیر باشه یا  همین نزدیکیا توی وزارت خارجه.
مجری – با اینحال اگه اعلام بشه که هرکس آزاده کاندیدای شاه شدن بشه و هرکس میخواد شاه بشه بیاد در انتخابات شرکت کنه اونوقت شاید خود بنده هم  یا حتی آقای کدیور یا امیراحمدی و یا خاتمی هم کاندید میشیم.
ر.پ. – مگه شهر هرته که هرکی از مامانش قهر کرد بخواد شاه بشه. سلطنت یک موهبت الاهیه و یه جورایی از.  ... نه این تیکه رو هم حذف کنید چون ممکنه بعضی ها خاطرات پدرم براشون تداعی بشه..... سوال چی بود؟
مجری – اینکه آیا هرکسی اجازه خواهد داشت که کاندیدای سلطنت بشه؟
ر.پ. – نه آقا الکیه مگه. شاه باید خون شاهی در رگش باشه. باید از خانواده سلطنتی باشه و قوم و خویشهاش همه شاهزاده باشند و مامانش هم شهبانو باشه. تازه از خانواده قاجار هم قبول نیست چونکه اونا طبق مصوبه مجلس سلطنت رو به ما واگذار کردند. البته اگر از خانواده نادر شاه و یا صفویه کسی باشه خوب اونوقت نگاه می کنیم به اینکه چندسال مبارزه کرده.
مجری- پس رای مردم چی میشه؟
ر.پ. – چه رایی؟
مجری – انتخاب شاه دیگه.
ر.پ. – حالا شما چرا بند کردی به شاه. خوب غیر از من که شاهی نیست. من سی ساله شاهم. دوتا شاه که نمیشه.
مجری – در مورد این شورای ملی که تازه تاسیس شده و ظاهرا شما کاندیدای رهبریش هستید توضیح بدید لطفا. آیا خواستار سرنگونی هستید یا اصلاح رژیم فعلی رو در نظر دارید؟
ر. پ. – خوب ما در واقع دنبال سرنگونی هستیم. اگرچه که برخی از اصلاح طلبان و مقامات سپاه پاسداران هم با بنده هستند که خوب باید رعایت حال اونها هم بشه.
مجری – ولی با حضور این افراد بالاخره شما میخواهید رژیم رو سرنگون کنید و یا اصلاح کنید.
ر. پ. – خوب باید دید مردم چی میخوان. اگه مردم بخوان بنده سرنگون می کنم اگر هم دوست نداشته باشن و اصلاح بخوان که بنده رژیم رو اصلاح می کنم.
مجری – آیا برای سرنگونی طرحی هم دارید؟
ر. پ. – معلومه که داریم. ولی انتظار نداشته باشید که ما طرحمون رو لو بدیم. اونوقت اول از همه همین جمهوری خواهان میرن با استفاده از طرح ما رژیم را سرنگون می کنند و ما توی هوا میمونیم.
مجری – تکلیف کشورهای خارجی چی میشه؟ آیا اونا از شما حمایت می کنن؟
ر.پ. – ببینید من خودم با اکثر رهبران جهان ملاقات کرده ام. از همه شون هم کادو گرفتم. البته بعضی هاشون مرده اند اما توی زنده ها هم خیلیاشون بنده را بخوبی میشناسند. یادمه کارتر برام یه سه چرخه آورد. ملک حسین برام یه ماشین کوکی آورد. حتی مرحوم برژنف برام یه تانک کوچولو آورد که تیراندازی هم میکرد. البته گلوله هاش پلاستیکی بود. مرحوم سادات برام یه بچه شتر آورد که یونجه هم میخورد. خوب اینا بیانگر اینه که همه ی کشورهای غربی از من حمایت می کنند.
مجری- ولی بیشتر سیاستمداران اروپایی و امریکایی از مجاهدین حمایت می کنن و همین اخیرا اسمشون رو از لیست تروریستی امریکا در آوردن. تازه این مسئله علیرغم نامه ای بود که سی و هفت نفر از نخبگان اپوزیسیون در آن نامه از دولت امریکا خواستن که اسم اونا را در نیاره.
ر.پ. – ببینید اگه من می گفتم که اسمشون رو درنیارن مسلم بدونید که در نمی آوردن. من دلم نیومد بگم در نیارن. تازه اینا یک اشکال اساسی دارن و اون عدم شفافیته. بنده پنجاه ساله مبارزه می کنم و همه چیزم شفافه. پول و سرمایه پدرم به من ربطی نداره. دست مادرم بوده و ایشون حسابشو دارن. ولی این دلیل نمیشه که مردم ایران مجاهدین رو به عنوان شاه انتخاب کنن.
مجری – اونا اصلا سلطنت طلب نیستن. اونا سالها با پدر شما که شاه بود مبارزه کردن
ر. پ. – خوب همین کارا رو کردن که پدرم اونا رو کرد توی زندان. تازه از رو نرفتن و با آقای خمینی هم مبارزه کردن.
مجری –اونها خواهان نظام جمهوری هستن چون میگن که در ایران هر شاهی اولش دموکراته اما بعداز چند سال میشه دیکتاتور.
ر. پ. – ببینید من با نظام جمهوری مخالفم چون اولا مردم جمهوری نمیخوان و ثانیا این چه کاریه که چهار سال به چهار سال یک خرجی گردن دولت و مردم بیفته که یک انتخابات راه بندازن. همین امریکا را ملاحظه کنید که چه خرجی می کنن برا انتخابات. پول مردم باید صرف آبادانی کشور بشه. بنده ایده های زیادی برای ساختن کشور دارم. میخوام ایران را برگردانم به دوران طلایی پدرم. ما باید هرچه زودتر به دروازه های تمدن بزرگ برسیم. بنابراین پول و سرمایه کشور را نباید به هدر داد.
مجری – ولی شاید مجلس و دولت یه برنامه اقتصادی دیگری داشته باشن و نخوان به دروازه های جایی برسن. شاه که نمیتونه در کار حکومت دخالت بکند.
ر.پ. – ببینید اینا همه ش بستگی به نظر مردم داره. باید از مردم سوال کرد.
مجری- برگردیم به موضوع مجاهدین.
 ر.پ. - اگر رهبران مجاهدین بیان و اعلام کنند که از من حمایت می کنند اونوقت فرق می کنه. اونوقت می توانند بیان جزو شورای ملی.  تازه امریکا با در آوردن اسم مجاهدین از لیست به مبارزات مردم ایران هم لطمه زد. من از اولش هم مخالف درآمدن اسم اینها از لیست بودم. اصلا به امریکا چه مربوطه که اسم اینا را در بیاره. امریکا باید در کار ایران دخالت نکنه. ما خودمون میدونیم چطور باید ایران را اداره کرد. اینا باید از کارهای گذشته شون دست بردارن. اگه قرار باشه فردا بنده شاه باشم و اینا بخوان موش بدوانند که نمیشه. شاه یک وظایفی داره. شاید هم اونها رو به عنوان خرابکار  و مارکسیست اسلامی تحویل دادگاه نظامی بدم.
مجری – مگه شاه قراره چنین اختیار و قدرتی داشته باشه؟
ر.پ. – پس بفرمائید شاه یک تیکه چوب خشکه دیگه. گفتیم اختیارات نداشته باشه ولی نه دیگه اینقدر بی اختیار. ایران که سوئد و انگلیس نیست.
مجری – حالا این رژیم رو چگونه میخواهید سرنگون کنید؟
ر.پ. – واله نقشه که زیاده. ولی خوب مردم باید خودشون بیان جلو. یعنی در واقع بنده به عنوان شاه هیچ دخالتی نمی کنم. دموکراسی یعنی کار مردم به دست مردم. این نمیشه که همه بار مبارزه بر گردن شاه باشه. مردم باید حرف بنده را قبول کنن و بیان وسط. اگه الان نیان پس کی میخوان بیان؟ الان تهران ده دوازده میلیون جمعیت داره. خوب اگه پنج میلیونش به مدت یکماه هر روز بیان توی خیابان خوب اونوقت ممکنه رژیم سرنگون بشه. بنابراین توجه می کنید که مردم باید بیان توی صحنه. البته ما راه حل های دیگری هم برای سرنگون کردن داریم که فعلا داره بررسی میشه.
مجری – اعلیحضرت از حضورتون در این برنامه متشکریم.
 
 


Monday, October 1, 2012

مجاهدین و خروج از لیست و تبریک و تسلیت

29 اکتبر2012
1- بیش از ده سال مجاهدین زحمت کشیدند و به قول خودشان از همه چیزشان بها پرداختند و با سوزن کوه کندند تا غیر ممکن را ممکن کنند. کاری کارستان کردند که در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و منطقه همواره نمونه ای بیادماندنی خواهد بود. با استفاده از دیپلوماسی انقلابی و مردمی و با کوشش و تلاش فراوان و با برخورداری از رهبران با صلاحیتی مانند خانم و آقای رجوی، ابتدا کشورهای اروپایی و حالا هم آمریکا را مجبور کردند که اسم آنها را از لیست تروریستی کشورشان حذف کنند. در مقابل اینهمه زحمت و تلاش مجاهدین، فقط میتوان به آنها و رهبرانشان تبریک گفت و برایشان آرزوی سلامتی و موفقیت های هرچه بیشتر در راستای سرنگونی رژیم آخوندی را کرد. دم رهبرانشان گرم و عمرشان دراز. بر مجاهدین و رهبری آنها و بر اعضای شورای ملی مقاومت و همچنین بر دوستان و هواداران مجاهدین و بر مردم ایران مبارک باد این دستاورد بسیار با ارزش و باشد که این واقعه آغاز پایان رژیم خونخوار و فاسد آخوندی بشود که خواهد شد. 
2 - اما از این حرفهای جدی که بگذریم (که در این چند روزه به درستی و به جا بسیار زده شده)، بد نیست برای انبساط خاطر دوستان خودمون و همچنین راحت شدن خیال کسانی که در این سالها بسیار زحمت کشیدند و خون دل خوردند که مجاهدین و شورا را  از چشم مردم ایران بیندازند، چند نکته را یادآوری کنم. یکی اینکه  این نامگذاری هیچ ربطی به مبارزه مجاهدین و شورای ملی مقاومت با آخوندها برای سرنگونی رژیمشان نداشته است. اینها (یعنی مجاهدین و شورای ملی مقاومت) که به قول معروف اصلا عددی نبوده و نیستند که بخواهند ترسی به دل آخوندها بیندازند که در نتیجه غربی ها بخواههد برای خوش آمد آخوندها و باز شدن یخ روابط سیاسی و در واقع شل شدن سرکیسه آقا سیدعلی، آنها (مجاهدین و شورا) را در لیست تروریستی بگذارند و دست و بالشان را ببندند. اروپائیها و امریکائیها در واقع فقط "محض خنده"! اینها را در لیست گذاشتند. محض خنده ی سیدعلی گریان و سید ممد خندان. تا همانطور که دارند از خنده ریسه میروند، نفت ارزان را راهی غرب کرده و تمدنها را به هم نزدیک کنند و دمشان را بهم گره بزنند. اینکه حالا باز هم برای "خنده"! اسمشان را از لیست خارج کرده اند یا نه را هم باید منتظر نظر همان کسانی بود که گفتند و نوشتند که کار مجاهدین و شورا تمام شده و نفرات مانده در عراق هم به زودی با کمک مقامات سازمان ملل و دولت عراق و دولت ایران از دست رهبران مجاهدین خلاص شده و برای شروع یک زندگی راحت به ایران و اروپا خواهند رفت.
 تا آنجایی که به خاطر دارم این واژه و یا "نیم جمله! " معروفِ "تبریک و تسلیت"، از آن روزهای نزدیک به انقلاب ضد سلطنتی در ایران باب شد و بر سر زبانها افتاد. اگر کسی در تظاهرات علیه رژیم دیکتاتوری شاه به دست سربازان شاه کشته میشد، یا در واقع در راه آزادی وطن و مردم ایران از بند دیکتاتوری به شهادت میرسید، مردم و دوستان و آشنایان به خانواده اش "تبریک و تسلیت" می گفتند. تبریک به خاطر سعادتی که نصیب آن شهید و آن خانواده شده تا در راه آزادی وطن و مردم جان فدا کند و تسلیت به خاطر اینکه بهرحال آن خانواده فرزندی یا پدر و یا مادری را که برایشان بسیار عزیز هم بوده از دست داده اند. اما "تبریک و تسلیت" را یکجا به یک خانواده یا فرد می گفتند. حالا این وسط فرصت طلبها هم برای اینکه خون شهیدان را به جیب خمینی دجال بریزند، این تبریک و تسلیت را به او می گفتند. گاهی هم به خاطر استعداد مردم ما در مبارزه منفی و جوک سازی برای آخوندها، این "تبریک و تسلیت" هم مثل خیلی چیزهای دیگر به جوک و ابزار تمسخر آخوندها تبدیل می شد. مثلا وقتی سقف حزب جمهوری اسلامی بر سر بهشتی و همدستانش خراب شد و بهشتی کشته شد یکی از این آخوندها که شاید همین جنتی و یا علم الهدا بوده  به خمینی تلگراف زد:
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب امام خمینی؛ بدین وسیله شهادت جانگداز حضرت آیت اله العظمی بهشتی (عباس آباد سابق) را به شما تبریک و تسلیت عرض می کنم.
البته همیشه "تبریک و تسلیت" را یکجا به یکنفر یا یک ....می گفتند. اما بنده اینبار میخواهم به مناسبت این پیشامد خجسته، بین این دو کلمه اختلاف بیندازم و ازهم جدایشان کنم. تبریکش را به مجاهدین گفتم و تسلیتش را هم تقدیم به خدمت مقام عظمای ولایت و حضرات آیات عظام بی بی سی و علم الهدا و خاتمی و مصباح یزدی و صدای امریکا و جنتی و ... بکنم. راستش در همه این سالها مسئولان رژیم فوق مدرن آخوندی و یاران و لابی ها و علاقمندان به ولایت فقیه در خارج کشور، بدون هیچ چشم داشتی و اول برای "خنده"! و دوم  برای حفظ منافع مردم ایران زحمت کشیدند تا نگذارند که مجاهدین از لیست تروریستی خارج شوند. و البته خوشبختانه تلاشهایشان برای حفظ و ماندن نظام بشردوست و دموکرات آخوندی تا بحال نتیجه داشته است. بخصوص تلاششان برای اثبات اینکه آخوندها برخلاف تبلیغات مغرضانه شورا و مجاهدین، اصلا به دنبال تولید سلاح هسته ای نیستند و فقط مصمم هستن که حتی اگر به بهای ده برابر معمول هم شده، به امکانات و دانش لازم برای تولید انرژی صلح آمیز هسته ای دست پیدا کنند. از برخی کارمندان و خدمتگذاران حضرت آیت اله بی بی سی فارسی از جمله مدیر مربوطه که متاسفانه اکثرا "اکثریتی" هستند و ای کاش اقلا "اقلیتی" بودند!  تا امامان جمعه ی آسیدعلی و همچنین حجت الاسلام صدای امریکا و رادیو فردا بگیرید تا آن سی و هفت نفر آدم  خیلی خیلی باشرفی که نامه به خانم کلینتون دادند و برایش توضیح دادند که چرا نباید اسم مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا خارج شود، همگی شایان تسلیت هستند. همان کسانی که از آبروشان مایه گذاشتند تا دنیا بفهمد که مردم ایران در تظاهرات دوسال پیش شعار می داده اند "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران". اینها واقعا زحمت کشیدند تا حاصل زحمت آخوند محترم و راستگویی مثل خاتمی به باد نرود. از بذل هیچ کوششی دریغ نکردند. البته کوششهای بزرگانی نظیر لاهیجی را هم در راستان از میان برداشتن فیزیکی مجاهدین نباید نادیده گرفت که ظاهرا با این وضعیت پیش آمده جدید، علیرغم تمایل قلبی آن شرافتمند طرفدار حقوق بشر، آن تلاشها هم بعید است به نتیجه برسد. هرچند که ایشان بهتر است به هر شیوه که بلد است و صلاح میداند راهش را ادامه بدهد. میتواند از تجربیات سران حزب اله امثال ده نمکی که هنوز زنده هستند استفاده بهینه بکند.  البته با توجه به تلاشی که مجاهدین برای خروج از لیست کردند اگر زحمات این بزرگواران و شرافتمندان نبود  همین بیش از دهسال هم  معلوم نبود که اسم مجاهدین در لیست بماند. حیف شد که زحماتشان بر باد رفت. مصیبت بزرگی است آقا! جای تسلیت دارد. سوزش و درد هم دارد. از قول رئیس جمهور رژیم مورد حمایت و محبوبشان عرض می کنم که اگر لازم میدانند مقداری آب به جاهایی که می سوزد بریزند. حتما فایده دارد که دکتر مموتی اینقدر توصیه کرده. از صمیم قلب به اینها تسلیت می گویم. هرچند که متاسفانه نمیتوانم برخلاف عرف معمول، پس از گفتن تسلیت، آرزو کنم که این "غم آخرشان " باشد. مطمئنم که این "غم آخرشان" نیست و متاسفانه!!!! به قول معروف این هنوز از نتایج سحر است.